آیا فرای در نقد اتیکال ایتوس را نادیده گرفته است؟

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان

doi
چکیده

فرای متأثر از نگرش‌های تفسیری قرون وسطی و متعهد به آموزه‏های اصحاب نقد نو و تکیه بر روش‏شناختی ساختارگرا، نظریات بدیعی دربارۀ چگونگی تحلیل ساختار اثر ادبی به‌دست داده است. او در بوطیقای ادبی خود، معنای اثر ادبی را برساخته‏ای از عناصر و مؤلفه‏هایی می‏داند که از زوایای چهارگانه وجه، سمبول، آرکی‌تایپ و ژانر می‏توان به آن دست یافت. در چنین چارچوبی، او مؤلفه‏های ایتوس، میتوس و دایانویا را عناصر اساسی برسازندۀ معنا بر می‏شمارد. اما در این میان، به نظر می‏رسد به شکلی درخور به ایتوس پرداخته نشده است. در این جستار ابتدا با واکاوی لوازم و عواقب نظری آنچه فرای بدان پای‌بند است، می‏کوشیم پاسخی برای این مسئله به دست دهیم که اولاً، چرا در نقد اتیکال، که الزاماً مبتنی بر ایتوس است، ایتوس کنار گذاشته می‏شود. در ادامه، ضمن تبیین روش‏شناختیِ تحلیل فرای، ایتوسِ وانهاده‌شده به چه شکلی در چارچوب نظری فرای نمایان می‏شود. در پایان مشخص می‏شود که ایتوس نه به‌واسطۀ ملاحظات روش‏شناختی، بلکه به‌سبب ملاحظات غایت‏شناختی بخشی از چارچوب نظری فرای را تشکیل می‏دهد.