نقد روان‌شناختی داستان لهراسب و گشتاسب در شاهنامه‌ی فردوسی و آخیلوس و آگاممنون در ایلیاد هومر

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه لرستان

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه لرستان

3 دکترای تخصصی زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه لرستان؛ دبیر زبان و ادبیات فارسی

4 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه لرستان

doi
چکیده

روان‌شناسی اجتماعی به بررسی رفتار اجتماعی فرد در میان افراد و گروه­ها می­پردازد. در روان‌شناسی اجتماعی، موضوعاتی مانند روابط اجتماعی، تعارض و مذاکره برای حل تعارض مطرح می­شود. بررسی و تحلیل داستان لهراسب و گشتاسب در شاهنامه‌ی فردوسی و داستان آخیلوس و آگاممنون در ایلیاد هومر از دیدگاه روان‌شناسی اجتماعی، فهم بهتری از این دو داستان ارائه می­کند. در این پژوهش، کوشش شده است با روش توصیفی ـ‌ تحلیلی و با تمرکز بر مباحث روان‌شناسی اجتماعی، رفتار آخیلوس و گشتاسب دربرابر آگاممنون و لهراسب مورد تطبیق و تحلیل قرار گیرد و علت­های دشمنی، رفتارهای مشابه و پیامدهای دشمنی آن‌ها بررسی شود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد علتهای دشمنی در هر دو داستان، خودخواهی طرفین دشمنی، شکستن غرور آخیلوس و گشتاسب و نادیده گرفتن نیازهای آنان بوده است. گشتاسب و آخیلوس دربرابر بی­احترامی طرف مقابل دچار ناکامی شدند و تلاش کردند با پرخاشگری، رفتار انطباقی، اثبات خود و ترک مذاکره ناکامی خود را جبران کنند. همچنین پیامد دشمنی برای گشتاسب و آخیلوس بسیار سنگین بوده است؛ به‌طوری که گشتاسب فرماندهی سپاه روم ـ دشمن ایران ـ را برای جنگ با ایران برعهده گرفت و آخیلوس به‌واسطۀ مادرش جنگ با ترواییان را شعله­ور کرد و خود در آن شرکت نکرد تا آخاییان شکست بخورند.