بررسی و تحلیل گسترش ناتو به سمت شرق و تسلط ایالات متحده آمریکا بر منطقۀ راهبردی اوراسیا با استفاده از مدل تحلیلی SWOT

نویسندگان

1 دکتری جغرافیای سیاسی و رئیس دانشگاه پیام نور واحد گالیکش

doi
10.22059/jhgr.2015.51246
چکیده

ناتو به­عنوان یک پیمان نظامی، پس از فروپاشی شوروی توانست با تغییر کارویژه­های خود و با نگاه ویژه به رویکرد تسهیل مسائل سیاسی و اقتصادی غرب، وارد عرصة جدیدی از تعامل­های دفاعی- امنیتی شود. این سازمان، با به­کارگیری شورای همکاری آتلانتیک شمالی و طرح مشارکت برای صلح، وارد حیات خلوت روسیه شد. این عملکرد ناتو که با هدف نفوذ سیاسی، اقتصادی، امنیتی، به­ویژه برای تسلط بر منابع انرژی طراحی شده بود، کم­کم برای تسلط بر منطقه، به غرب پاسخ مثبت داد. اکنون این سازمان، برای صلح، همة کشورهای شوروی سابق را زیر چتر طرح مشارکت ناتو درآورده است و از این راه، سعی دارد به­طور کامل به این کشورها نفوذ کند. می­توان گفت غرب و ناتو توانسته­اند با مشارکت در پروژه­های اقتصادی به­ویژه انرژی، جای پای مناسبی در منطقه پیدا کنند. به­نظر می­رسد کشورهای روسیه، چین و ایران با وجود مخالفت با روند یک­جانبه­گرایی ایالات متحدۀ آمریکا و نگرانی برای حضور ناتو و غرب در منطقه نتوانسته­اند گام­های تقابلی بردارند. اگرچه با همگرایی حول محور سازمان همکاری شانگهای، درصدد نشان­دادن قدرتی منطقه­ای هستند، گام مؤثری برای تقابل با غرب از طرف آن­ها مشاهده نشده است. در این بررسی- که با استفاده از مدل  SWOT انجام شده است- قوت­ها، فرصت­ها، تهدیدها و ضعف­های ناتو در منطقه مطالعه شده و راهبردهای چهارگانة استخراج­شده با تحلیلی مناسب ارائه شده است. درنهایت، راهبرد مورد نظر برای کشورهای رقیب نیز ارزیابی شده است.