خویشاوندی شعر و فلسفه در قرن بیستم

نویسندگان

1 استاد بازنشستۀ دانشگاه فردوسی

doi
چکیده

فلسفه و شعر اگرچه همواره از قلمروهای پرطرفدار معرفت بشری بوده‌اند، اما میان آن دو ستیز و ناسازگاری دیرینه‌ای در جریان بوده است. این جستار در پی آن است تا نشان دهد که نسبت فلسفه و شعر از قرن بیستم به این سو از دشمنی به جانب خویشاوندی گراییده است؛ هر چه به روزگار کنونی نزدیک‌تر می‌شویم فیلسوفان ـ به‌ویژه در فلسفۀ قاره‌ای ـ از نگاه ستیزه‌جویانۀ افلاطون‌گرا به شعر فاصله می‌گیرند و به خویشاوندی شعر و فلسفه بیشتر توجه دارند. بر پایۀ این خویشاوندی، مقاله چهار شباهت میان دو قلمرو شعر و فلسفه را مطرح می‌کند و نشان می‌دهد که دگرگونی نگاه به منسابات شعر و فلسفه، نتیجۀ تغییر نگرش معرفت‌شناختی به شعر بوده است.

کلیدواژه‌ها