بررسی نمودهای مشابه و متمایز رئالیسم جادویی در داستان ملکوت اثر بهرام صادقی و «پیرمردی فرتوت با بال‌های عظیم» اثر مارکز

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شیراز، فارس، ایران

2 استادیار بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شیراز ، فارس، ایران

doi
چکیده

رئالیسم جادویی از جریان‏های مهم ادبی در کشورهای درحال توسعه است که منتقدان در دو شاخه سبک‏های داستان‏نویسی یا مکتب‏های ادبی، ویژگی‏های آن را بررسی کرده‌اند. خاستگاه اصلی این ‏گونه ادبی، امریکای لاتین است؛ با این‏ حال، در زبان فارسی به‌دلیل شباهت‏های فرهنگی و اجتماعی، نمودهایی مشابه و گاه متمایز از این شیوه ادبی را می‏توان دید. از آنجا که در اغلب پژوهش‏های پیشین وجوه مشترک نمود رئالیسم جادویی در آثار نویسندگان ادب اقلیمی- روستاییِ فارسی و نویسندگان مشهور امریکای لاتین واکاوی شده است، در این مقاله به‌روش تطبیقی- مقایسه‏ای و با تأکید بر رویکرد مکتب امریکایی، نمودهای مشابه و متمایزِ این گونه ادبی در داستان ملکوت از بهرام صادقی و «پیرمردی فرتوت با بال‏های عظیم» اثر مارکز بررسی و تحلیل شده است. نتایج نشان می‏دهد این دو داستان از نظر خاستگاه فرهنگیِ دوپاره‏ و مؤلفه‏های مشترکی همچون نمودِ باورها و عقاید شگفت، استفاده از نمادها، و تقابل و آمیختگی سنت و مدرنیته، در محدوده رئالیسم جادویی قرار می‏گیرند؛ اما با توجه به تفاوت‏های فرعی، داستان‏های مارکز و بسیاری از نویسندگان امریکای لاتین از منظر دربرگرفتن مؤلفه‏های رئالیسم جادویی با واقعیت‏گرایی موجود در ادبیات روستایی ایران تناسب بیشتری دارند و ملکوت صادقی با درنظر گرفتن ساختارگرایی غالب، توجه به عناصر مدرن و نوع نگاه نویسنده به سنت‏ها، عمدتاً بازتابنده نوعی داستان واقع‏گرای جادویی است که می‏توان آن را رئالیسم جادویی شهری نامید.