شگرد باورپذیری در حکایات عطار در مقایسه با داستانهای مارکز

نویسندگان

1 پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی

doi
چکیده

شگردباورپذیری اولین شرط روایت در ادبیات داستانی است. رئالیسم جادویی از آنجا که شیوه‌ای روایی برای نقل حوادث جادویی، خارقِ عادت، فراواقعی، غلوآمیز و شگفت است، طبیعی است که برترین شگردِ آن، باورپذیری یا منطق روایت باشد. تذکره‌نگاران صوفی، به‌ویژه عطار، برای باورپذیر جلوه دادن کرامات و خوارق عاداتِ منقول از مشایخ خویش تلاش‏هایی کرده‌اند. در این نوشتار، نخست وجوه مختلف به‌کارگیری این شگرد در متون تذکره‌ای تصوف، به‌خصوص حکایات برترین حکایت‌پرداز تصوف یعنی عطار نیشابوری در تذکرةالاولیا، بررسی می‌شود. عطار شیوه‏های خاصی برای باورپذیریِ حکایات داشت که استخراج و برشمردن برخی از آن‌ها از دستاوردهای این پژوهش است. در مرحله دوم، مقایسه روش‏های مختلف عطار و مارکز، برترین نویسنده رئالیسم جادویی، در به‌کار بستن شگرد باورپذیری انجام شده است که به نویسنده و پژوهشگر برای بومی‌سازی این شگرد در ادبیات داستانی بسیار کمک می‌کند.