تأثیر مولفه‌های حکمروایی شهری بر تحقق‌پذیری بازآفرینی شهری در بافت‌های فرسوده؛ مورد مطالعه شهرکرد

نویسندگان

1 گروه جغرافیای انسانی و برنامه‌ریزی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 گروه جغرافیای انسانی و برنامه‌ریزی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 گروه جغرافیای انسانی و برنامه‌ریزی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22034/jprd.2024.63832.1131
چکیده

گذار از دیدگاه حکمرانی با نگاه بالا به پایین و متمرکز مدیریتی به‌سوی دیدگاه فراسنتیِ مردم مبنا با رویکردی پایین به بالا و دیدگاه مشارکتی منسجم و یکپارچه یکی از مهم‌ترین تغییرات دو قرن گذشته تا به امروز بوده است. در دوران معاصر به‌جای مدیریت بسته و انحصاری، دیدگاهی باز با نقش دادن به همه ارکان دخیل حاکم شد. با هدف پژوهش حاضر بررسی وضعیت موجود مؤلفه‌های حکمروایی شهری و تبیین نقش و اثرگذاری آن‌ها در تحقق‌پذیری بازآفرینی بافت فرسوده شهرکرد می‌پردازد. نتایج بررسی‌ها نشان داد وضعیت ابعاد و شاخص‌های حکمروایی شهری و بازآفرینی در بافت فرسوده شهرکرد مناسب نیست. مطابق نتایج به دست آمده از آزمون‌های آماری بین شاخص‌های حکمروایی مطلوب شهری و بازآفرینی اجتماع‌محور رابطه معناداری وجود دارد و شاخص‌های حکمروایی بر بازآفرینی بافت فرسوده شهرکرد تأثیر مثبتی دارند. همچنین با توجه به نتایج حاصل از معادلات ساختاری در تایید رابطه معنادار و مثبت بین حکمروایی شهری و مولفه‌های آن با مولفه‌های بازآفرینی، حکمروایی شهری بیش‌ترین تاثیرگذاری را بر بعد زیست‌محیطی بازآفرینی دارد. در بین مولفه‌های حکمروایی شهری نیز، مولفه‌های پاسخ‌گویی و اجماع‌گرایی اثرگذاری بیش‌تری بر ابعاد مورد مطالعه بازآفرینی دارند. در حالی‌که قانونمندی و مسئولیت‌پذیری نسبت به دیگر مولفه‌ها اثرگذاری پایینی در پیش‌گویی بازآفرینی شهری داشته‌اند. برای بهبود وضعیت بازآفرینی در بافت فرسوده شهرکرد، نیاز به تغییر رویکرد مدیریتی و توجه بیشتر به خواست و نظر ساکنان است. ایجاد فضاهای جدید باید با توجه به فرهنگ و خواست مردم صورت گیرد تا حس تعلق و آرامش اجتماعی افزایش یابد.