آینه‎های دردار: پیوند روایتگری و نظریۀ گلشیری درباب استقلال زیبایی‎شناختی داستان

نویسندگان

1 پژوهشکدۀ تحقیق و توسعۀ علوم انسانی (سازمان سمت)

doi
چکیده

روایتگری با استفاده از راوی سوم شخص محدود یکی از شیوه‎های رایج روایتگری در آثار گلشیری است ( در شازده احتجاب، بخش‎هایی از کریستین و کید، بخش‎هایی از برۀ گمشدۀ راعی، و برخی از داستان‎های مجموعۀ دست تاریک دست روشن). گلشیری در این آثار ثابت کرده است که متخصصِ این شیوۀ روایتگری است و بالفعل‎کردنِ امکانات موجود این زمینه در زبان فارسی، یکی از بارزترین وجوه امتیازات او در داستان فارسی دهۀ چهل و پنجاه است. در مقالۀ حاضر، بنا بر شواهد و تحلیل‎هایی که خواهد آمد نشان داده‎ایم که گلشیری در روایتگری آینه‎های دردار، گامی فراتر نهاده و راوی محدودی را در داستان فارسی به اجرا گذاشته است که تا آن زمان در داستان فارسی سابقه نداشته است: این راوی محدود نه فقط سطح اصلی داستان بلکه سطوح زیرین آن را نیز روایت کرده و به طرزی پیچیده این سطوح را به هم پیوند داده است. مضاف بر این تمام نشانه‎های حضور «مؤلف مستتر» در رمان نیز به واسطۀ این راوی بر خواننده عرضه شده است. اما طرح این مباحث فقط برای پاسخ به پرسشی اساسی بوده است: در بطن این همه تلاش برای برقراری پیوند و نزدیکی میان این سطوح و شخصیت‎هایی موجود در هر سطح (این شخصیت‎ها عمدتاً نویسنده‎اند) چرا گلشیری با راوی محدودش خط و مرزی، هر چند کم‎رنگ و کم‎پیدا ، میان آنها کشیده و این همه تلاش کرده است تا بگوید که به هم نزدیکند اما یکی نیستند؟ در پایان مقاله، این پرسش را مرتبط با نظریۀ گلشیری دربارۀ انگارۀ استقلال زیبایی‎شناختی داستان پاسخ داده‎ایم.