از همانندسازی تا فردیت؛ چالشِ «خود» شدن در اشعار نسیمی با تکیه بر نقد روان‌کاوانه کهن‌الگوی انسان کامل

نویسندگان

1 دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشیار زبان و ادبیات عربی در دانشگاه تربیت مدرس

3 پژوهشگر ادبیات تطبیقی

4 استاد زبان و ادبیات عربی دانشگاه تهران

doi
چکیده

برخی الگوهای رفتاریِ عاطفی و فکری که به‌‌طور ارثی در همه انسان‌ها به ودیعه گذاشته شده و یونگ با عنوان کهن‌الگو از آن‌ها یاد کرده است، در روند رشد شخصیتی انسان تأثیر بسزایی می‌گذارند. این تصاویر ازلی از «ناخودآگاه جمعی» سرچشمه می­گیرند و از آنجا که شعر عرفانی نیز دستاورد الهام شاعر از این لایه روان است، کهن­الگوهای زیادی در آن تجلی می‌یابند. انگاره «انسان کامل» ازجمله این کهن­الگوهاست که ظهور آن در شعر عرفانی بیانگر چالش شاعر برای خودشکوفایی و رسیدن به «خود» است. این جستار با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر مکتب روان‌شناسی تحلیلیِ یونگ، بر آن است تا شخصیت عمادالدین نسیمی را با توجه به انگاره انسان کامل در اشعار عرفانی­اش، نقد روان‌شناختی کند. این کهن­الگو در نتیجه «فرافکنی»، در قالب شخصیت­های مختلفی مثل پیامبر- صلّی‌الله‌علیه‌وآله-، فضل­الله نعیمی و... در شعر این شاعر تجلی یافته است. ظهور این انگاره در شعر نسیمی کارکرد خاصی دارد و هدف آن رساندن شاعر به «خود»، پس از طی مراحل «همانند­سازی»، «تورم روانی»، «فرافکنی» و «فردیت» است.