نقش مؤلفه های جغرافیای انسانی در اثربخشی پیام های تبلیغاتی بازار لوازم خانگی در راستای تعامل فرهنگ ملی محلی

نویسندگان

1 استادیار گروه مدیریت، دانشکده مدیریت، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت، دانشکده مدیریت، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 دانشیار گروه مدیریت، دانشکده مدیریت، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22034/jgeoq.2023.325737.3530
چکیده

این پژوهش در دو مرحله با هدف بررسی ارائه الگوی اثربخشی پیام تبلیغاتی با تاکید بر فرهنگ ملی ایران در بازار لوازم خانگی اجرا گردیده که در بخش اول، پرسش‌نامه ‌این پژوهش با استفاده از روش دلفی در طی سه مرحله توسط خبرگانِ مرتبط با موضوع پژوهش مورد بررسی و اجماع آراء قرار گرفت. سپس در بخش دوم یا کمی، با استفاده از روش توصیفی-پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسش‌نامه فرضیه‌های پژوهش بررسی شدند. جامعه آماری پژوهش از دو گروه تشکیل می‌شود: گروه اول شامل خبرگان و اساتید دانشگاهی و گروه دوم شامل مشتریان بالقوه لوازم خانگی در شهر تهران می‌باشد. به منظور دسترسی به نمونه‌ی آماری، مشتریان بالقوه حاضر در نوزدهمین نمایشگاه بین‌المللی لوازم خانگی تهران در طی چهار روز در نظر گرفته شد که برای این منظور بر اساس حجم نمونه به دست آمده از فرمول کوکران 384 پرسش‌نامه توزیع گردید. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS و PLS استفاده شده که یافته‌های پژوهش نشان می دهند که "فرهنگ ملی بر تصویر ذهنی، عوامل رسانه‌ای، احساسات، ارزش‌ها و هنجارها، شهرت افراد تاییدکننده، جذابیت مناسبت‌ها، محتوای پیام تبلیغاتی و اعتبار پیام تبلیغاتی و همچنین تصویر ذهنی، احساسات، جذابیت مناسبت‌ها، محتوای پیام تبلیغاتی بر نگرش نسبت به پیام تبلیغاتی و از طرفی هم احساسات مثبت و اعتبار پیام‌تبلیغاتی بر نگرش نسبت به نام تجاری و نهایتا "نگرش نسبت به پیام تبلیغی و نگرش نسبت به نام تجاری بر قصد خرید محصول تاثیر مثبتی دارند.