ارزیابی رابطة بین شاخص های عینی و ذهنی کیفیت زندگی در روستاهای ادغام شده در شهر (مطالعة موردی: محله های خیرآباد و عیش آباد شهر یزد)

نویسندگان

1 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه یزد

2 استادیار گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22059/jhgr.2015.51234
چکیده

کیفیت زندگی، مفهومی برای نشان­دادن میزان رضایت فرد از زندگی و به­عبارتی معیاری برای تعیین رضایت و نارضایتی افراد و گروه­ها از ابعاد مختلف زندگی است. این ابعاد، زمینه­های تغذیه­ای، آموزشی، بهداشت، امنیت و اوقات فراغت را شامل می­شود. از سوی دیگر، امروزه در ادبیات برنامه­ریزی توسعه، مباحث کیفیت زندگی به­عنوان یک اصل اساسی، پیوسته مورد نظر برنامه­ریزان و مدیران توسعه است. با این توصیف، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کیفیت زندگی در روستاهای ادغام­شده در شهر یزد و بررسی ارتباط میان شاخص­های عینی و ذهنی کیفیت زندگی در روستاهای ادغام­شده در شهر یزد، درصدد پاسخگویی به این پرسش­هاست که میزان کیفیت زندگی، از نظر جامعة نمونه در دو محلة خیرآباد و عیش­آباد چگونه است و آیا بین شاخص­های عینی و ذهنی کیفیت زندگی در دو محلة مورد مطالعه رابطه وجود دارد. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و به­منظور تجزیه و تحلیل داده­های حاصل از پرسشنامه و فرم برداشت میدانی، از دو روش آمار توصیفی و استنباطی (آزمون T، آزمون U مان ویتنی و آزمون خی­دو) در نرم­افزار SPSS استفاده شده است. جامعة آماری این پژوهش، دو روستای ادغام­شده در شهر یزد (خیرآباد و عیش­آباد) با جمعیت 11054 نفر است که در این بین، 370 نفر به­عنوان نمونه درنظر گرفته شده است. نتایج نشان می­دهد که براساس دیدگاه جامعة نمونه، به­طور کلی، میزان رضایت در همة ابعاد مورد بررسی، کیفیت زندگی (اجتماعی، اقتصادی، محیطی و کالبدی) پایین­تر از حد متوسط ارزیابی شده است و تنها در تعدادی از گویه­ها، از جمله امنیت اماکن عمومی، میزان وقت آزاد، تسهیلات مناسب منزل و وضعیت زیرساخت­ها، میزان رضایت ساکنان تا حدودی بالاتر از متوسط ارزیابی شده است. همچنین براساس نتایج آزمون کای اسکویر، بین شاخص­های ذهنی و عینی کیفیت زندگی در روستاهای ادغام­شده در شهر یزد رابطه­ای وجود ندارد.