اثربخشی روش آموزش معکوس راهبردهای یادگیری (شناختی- فراشناختی) بر پیشرفت مهارت گفتاری و خودتنظیمی زبان‌آموزان در مقایسه با رویکرد سنتی

نویسندگان

1 گروه زبان انگلیسی، واحد قاینات، دانشگاه آزاد اسلامی ، قاینات، ایران

doi
10.22061/tej.2022.8346.2652
چکیده

پیشینه و اهداف: راهبرد کلاس معکوس یکی از روش‌های نوین آموزش-یادگیری است که در سالیان اخیر توانسته است نظر بسیاری از محققان و صاحب نظران را به خود جلب نماید و به‌‌عنوان راه حلی برای برون رفت از مشکلات مطرح شده و چالش‌های فرارو ارائه شود. افزون بر این در زمینه آموزش زبان انگلیسی، اخیراً توجه بسیاری از متخصصان معطوف به آموزش راهبردهای یادگیری به‌عنوان عاملی مؤثر بر فراگیری زبان شده است. امروزه بسیاری بر این باورند که فراگیری دانش زبانی به تنهایی موفقیت زبان‌آموزان را تضمین نمی‌کند؛ بلکه پرورش زبان‌آموزانی خودراهبر از اهمیت زیادی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش معکوس راهبردهای یادگیری (شناختی-فراشناختی) بر بهبود مهارت گفتاری و خودتنظیمی فراگیران صورت گرفت.روش‌ها: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه‌های آزمایشی و کنترل است. شرکت‌کنندگان این پژوهش 120 نفر از زبان‌آموزان سطح متوسط بودند که به سه گروه آزمایشی و یک گروه کنترل تقسیم‌بندی شدند. گروه آزمایشی اول همزمان با تدریس کتاب آموزشی معمول در مؤسسه تحت آموزش راهبردهای یادگیری (شناختی و فراشناختی) از طریق کلاس معکوس قرار گرفتند. به گروه آزمایشی دوم کتاب آموزشی مؤسسه از طریق شیوه کلاس معکوس بدون تلفیق آموزش راهبردهای یادگیری آموزش داده شد. گروه آزمایشی سوم همزمان با تدریس کتاب آموزشی، تحت آموزش راهبردهای یادگیری (شناختی و فراشناختی) از طریق کلاس درس سنتی قرار گرفتند. به زبان‌آموزان گروه کنترل کتاب آموزشی به روش معمول سنتی آموزش داده شد و سعی شد تحت آموزش هیچ‌یک از راهبردهای یادگیری قرار نگیرند. جهت سنجش میزان مهارت گفتاری شرکت‌کنندگان در ابتدا و انتهای پژوهش از آزمون‌های رایج در مؤسسه که بر اساس محتوای کتاب تدریس شده طراحی شده‌اند استفاده گردید. روایی ابزار توسط چندین نفر از مدرسان زبان باتجربه مؤسسه مورد بررسی وتأیید قرار گرفت. پایایی ابزار نیز توسط آلفای کرونباخ سنجیده و برابر 88/0 گزارش شد. میزان خودتنظیمی فراگیران نیز باپرسش‌نامه خودتنظیمی بوفارد و همکاران (1995) ارزیابی شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های کوواریانس چندمتغیره و تحلیل واریانس دوراهه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که آموزش معکوس راهبردهای یادگیری بر بهبود مهارت گفتاری زبان‌آموزان تأثیر مثبت و معنی داری دارد. همچنین نتایج نشان داد که اثرات مستقل دو متغیر آموزش معکوس و آموزش راهبردهای یادگیری بر میزان خودتنظیمی فراگیران معنادار بوده، درحالی‌که تعامل این دو متغیر مستقل معنادار نیست. درادامه با توجه به نتایج آزمون تعقیبی توکی برای اثر آموزش معکوس و همچنین آموزش راهبردهای یادگیری چنین مشخص شد که تفاوت بین میانگین نمرات خودتنظیمی تمامی گروه‌ها در رابطه با روش آموزش معکوس و همچنین آموزش راهبردهای یادگیری معنی‌دار است.نتیجه‌گیری: براساس نتایج به‌دست آمده می توان نتیجه گرفت آموزش معکوس به‌عنوان رویکردی نوین در قالب تلفیق با آموزش سنتی می‌تواند به افزایش کارایی کلاس‌های درس سنتی آموزش زبان منتهی شود. به‌علاوه فراگیران زبان انگلیسی عمدتاً از کمبود تعامل در محیط خارج از کلاس درس شکایت دارند و کلاس‌های معکوس با فراهم کردن محیط‌های ارتباطی تعاملی خارج از کلاس درس می‌تواند این نیاز را مرتفع سازد.