آیا کشاورزی ایرانی بدوی است؟

نویسندگان
doi
10.30490/aead.2001.132348
چکیده

تاریخ علم بیشتر، چالشگری با نظریاتی است که پیش از آن کاملاً بدیهی به نظر می رسید، است. بدوی بودن کشاورزی سنتی ایران نیز امری ظاهراً بسیار بدیهی است که باید به بحث گذاشته شود. این نوشته، نخست به پیشینه این نظریه و ادبیات مربوط به آن از حدود چهارصد سال پیش از نظریه ژان ،شاردن تا پطرو شفسکی و خانم لمتون و وولف کا نظریات پژوهشگران و صاحبنظران ایرانی می پردازد و سپس با نظریه ای بدیل و به کمک دلایل تاریخی و مردم شناختی و کشاورزی پایدار و ... این نظریه را به نقد می کشد. مان در پایان به فایده نظری و کاربردی چنین بحث هایی پرداخته و یادآور می شود که طرح چنین مباحلی به هیچ وجه به معنای بی توجهی و حتی کم توجهی به دانش غربی به طور عام و دانش کشاورزی صنعتی به طور خاص نیست بلکه جداسازی علم کشاورزی نوین از زمره آن دسته تمهیدات و ترفندهایی است که نظام سوداگرای غربی می کوشد در زیر پوشش آن به اهداف تجاری خود برسد. فهم پیچیدگی کشاورزی سنتی پژوهشگران ما را به تأمل در راهکارها و تجربیات ده هزار ساله کشاورزی ایران و کشورهای کهن فرهنگی همچون مصر، چین بین النهرین، هند و ... علاقه مند خواهد کرد و این امیدواری وجود دارد که ما در آینده در زمینه کشاورزی پایدار و حفظ زیست بوم های خود، با دو بال به پرواز در آییم.