ارتباط بین چابکی سازمانی و مدیریت دانش در سازمان جهاد کشاورزی (مطالعه موردی استان تهران)
نویسندگان
1 گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه بو علی سینا، همدان، ایران
2 گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه بو علی سینا، همدان، ایران
3 گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه بو علی سینا، همدان، ایران
doi
10.22061/tej.2022.7277.2517چکیده
پیشینه و اهداف: بخش کشاورزی از جمله بخشهای مهم اقتصادی و اجتماعی کشور است که برای پیشبرد هدفهای خود در راستای توسعه کشاورزی و روستایی نیازمند داشتن مدیریت مناسب است. بررسی مدیریت دانش و چابکی سازمانی دو راهکار مهم در مسیر مدیریت سازمانهاست. ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ داﻧﺶ ﺑﻪ تلاشهایی اﺷﺎره دارد ﮐﻪ بهطور نظاممند ﺑﺮای ﺗﻘﻮﯾﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﻣﺴﺘﻤﺮ و ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ در ﺳﺎزﻣﺎن ﺻﻮرت میگیرد و شامل مؤلفههای کسب، ذخیره، انتقال و کاربرد دانش است. چابکی سازمانی نیز شامل مؤلفههای توانایی ایجاد تغییر، انعطافپذیری، پاسخگویی، همکاری، آموزش و یادگیری در سازمان است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه مدیریت دانش با چابکی سازمانی در سازمان جهاد کشاورزی استان تهران میباشدروشها: : این تحقیق ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش گردآوری دادهها از نوع پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 450 نفر از کارشناسان جهاد کشاورزی استان تهران بودند که به روش نمونهگیری طبقه ای و با استفاده از فرمول کوکران 207 نفر از آنها بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه استاندارد است که از سه بخش تشکیلشده است: 1- مشخصات بیوگرافی پاسخگویان، 2- سؤالات مربوط به چابکی سازمانی با تعداد 27 گویه و 3- سوالات مدیریت دانش با 23 گویه. منبع پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش لاوسن (2003) با 23 گویه و 4 متغیر شامل: کسب دانش با 4 سوال، انتقال دانش با 6 سوال، ذخیره دانش با 6 سوال، و کاربرد دانش با 7 سوال میباشد که بر اساس طیف پنج گزینهای لیکرت به بررسی اثر مدیریت دانش میپردازد. پرسشنامه چابکی سازمانی این پژوهش مربوط ژانگ (2012) است که دارای 27 گویه و4 متغیر شامل: سرعت با 7 سوال، پاسخگویی 6 سوال، انعطافپذیری با 7سوال، شایستگی با 7 سوال و بر اساس طیف پنج گزینهای لیکرت سنجیده میشوند. تحلیل آماری با استفاده از نرمافزار اس پی اس اس و اسمارت پی ال اس انجام شد. متغیرهای اصلی این تحقیق شامل چابکی سازمانی، مدیریت دانش و متغیرهای فردی بودند.یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد که بین چابکی سازمانی و مدیریت دانش رابطه معناداری وجود دارد و از میان مؤلفههای چابکی سازمانی، مؤلفه «توانایی ایجاد تغییر»، «انعطافپذیری» و «توانایی پاسخگویی» به ترتیب از مهمترین تبیینکنندهها بوده و نقش مهمی در این زمینه ایفا میکنند. نتایج در خصوص مؤلفه مدیریت دانش نیز نشان داد که «کاربرد دانش» با ضریب تأثیر 902/0 بیشترین تأثیر را در تبیین متغیر وابسته مدیریت دانش داشته است. پس از آن به ترتیب مؤلفه «انتقال دانش»، «کسب دانش»، و «ذخیره دانش» با ضرایب 894/0، 720/0 و 474/0 در رتبههای بعدی قرار گرفتند و این ارتباط مثبت و معنیدار است.نتیجهگیری نتایج این تحقیق نشان داد که با افزایش چابکی سازمانی مدیریت دانش سازمان جهاد کشاورزی استان تهران نیز افزایش مییابد و بالعکس. یعنی با افزایش هرکدام از مؤلفههای مدیریت دانش، مؤلفههای چابکی سازمانی نیز افزایش مییابد و سازمان به همان نسبت چابکتر خواهد شد. با توجه به اینکه مهمترین بعد چابکی سازمانی در این تحقیق «توانایی ایجاد تغییر» بود لذا یک سازمان چابک باید توانایی شناسایی و ایجاد تغییرات در محیط سازمانی را داشته باشد. علاوه بر این، مدیریت نیز خود باید به دنبال تغییر بوده و از آن استقبال کند. در همین راستا، استفاده از برنامههای آموزشی فنون مدیریت تغییر در جهت تحقق چابکی سازمانی پیشنهاد میشود.پیشینه و اهداف: بخش کشاورزی از جمله بخشهای مهم اقتصادی و اجتماعی کشور است که برای پیشبرد هدفهای خود در راستای توسعه کشاورزی و روستایی نیازمند داشتن مدیریت مناسب است. بررسی مدیریت دانش و چابکی سازمانی دو راهکار مهم در مسیر مدیریت سازمانهاست. ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ داﻧﺶ ﺑﻪ تلاشهایی اﺷﺎره دارد ﮐﻪ بهطور نظاممند ﺑﺮای ﺗﻘﻮﯾﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﻣﺴﺘﻤﺮ و ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ در ﺳﺎزﻣﺎن ﺻﻮرت میگیرد و شامل مؤلفههای کسب، ذخیره، انتقال و کاربرد دانش است. چابکی سازمانی نیز شامل مؤلفههای توانایی ایجاد تغییر، انعطافپذیری، پاسخگویی، همکاری، آموزش و یادگیری در سازمان است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه مدیریت دانش با چابکی سازمانی در سازمان جهاد کشاورزی استان تهران میباشدروشها: این تحقیق ازنظر هدف کاربردی است و ازنظر روش گردآوری دادهها از شیوه پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 450 نفر از کارشناسان جهاد کشاورزی استان تهران بودند که به روش نمونهگیری طبقهای و با استفاده از فرمول کوکران 207 نفر از آنها بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه استاندارد است که از سه بخش تشکیلشده است: 1- مشخصات بیوگرافی پاسخگویان، 2- سؤالات مربوط به چابکی سازمانی با تعداد 27 گویه و 3- سؤالات مدیریت دانش با 23 گویه. منبع پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش لاوسن (2003) با 23 گویه و 4 متغیر شامل: کسب دانش با 4 سؤال، انتقال دانش با 6 سؤال، ذخیره دانش با 6 سؤال، و کاربرد دانش با 7 سؤال میباشد که براساس طیف پنج گزینهای لیکرت به بررسی اثر مدیریت دانش میپردازد. پرسشنامه چابکی سازمانی این پژوهش مربوط ژانگ (2012) است که دارای 27 گویه و4 متغیر شامل: سرعت با 7 سؤال، پاسخگویی 6 سؤال، انعطافپذیری با 7سؤال، شایستگی با 7 سؤال و براساس طیف پنج گزینهای لیکرت سنجیده میشوند. تحلیل آماری با استفاده از نرمافزار اس پی اس اس و اسمارت پی ال اس انجام شد. متغیرهای اصلی این تحقیق شامل چابکی سازمانی، مدیریت دانش و متغیرهای فردی بودند.یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد که بین چابکی سازمانی و مدیریت دانش رابطه معناداری وجود دارد و از میان مؤلفههای چابکی سازمانی، مؤلفه «توانایی ایجاد تغییر»، «انعطافپذیری» و «توانایی پاسخگویی» به ترتیب از مهمترین تبیینکنندهها بوده و نقش مهمی در این زمینه ایفا میکنند. نتایج در خصوص مؤلفه مدیریت دانش نیز نشان داد که «کاربرد دانش» با ضریب تأثیر 902/0 بیشترین تأثیر را در تبیین متغیر وابسته مدیریت دانش داشته است. پس از آن به ترتیب مؤلفه «انتقال دانش»، «کسب دانش»، و «ذخیره دانش» با ضرایب 894/0، 720/0 و 474/0 در رتبههای بعدی قرار گرفتند و این ارتباط مثبت و معنیدار است.نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داد که با افزایش چابکی سازمانی مدیریت دانش سازمان جهاد کشاورزی استان تهران نیز افزایش مییابد و بالعکس. یعنی با افزایش هرکدام از مؤلفههای مدیریت دانش، مؤلفههای چابکی سازمانی نیز افزایش مییابد و سازمان به همان نسبت چابکتر خواهد شد. با توجه به اینکه مهمترین بعد چابکی سازمانی در این تحقیق «توانایی ایجاد تغییر» بود؛ لذا یک سازمان چابک باید توانایی شناسایی و ایجاد تغییرات در محیط سازمانی را داشته باشد. علاوه بر این، مدیریت نیز خود باید به دنبال تغییر بوده و از آن استقبال کند. در همین راستا، استفاده از برنامههای آموزشی فنون مدیریت تغییر در جهت تحقق چابکی سازمانی پیشنهاد میشود.