خوانشی نقادانه از «تصویرها» در داستانهای بیژن نجدی
نویسندگان
1
doi
چکیده
چکیده دیری نیست پژوهشگران دریافتهاند که پیوند هنر و روان هنرمند، دو سویه است و میتوان از رمزگشایی اثر هنری به کالبد و درون هنرمند راه یافت. این گزارشمیکوشد دریابد چگونه روان نویسنده به دیدگاه او و سپس نگاشتن یک تصویر میانجامد و چگونه هر تصویر گزینش شده، آشکار کننده گوشهای از درون پر راز و ماز نویسنده میتواند باشد و آیا میتوان گستره ادب را از روان هنرمند دور دانست. داستانهای بیژن نجدی - نویسنده معاصر- که تصویرهای ناب او زیباست با این پندار مورد کند و کاو قرارمیگیرد: نجدی چگونه رخدادها را میبیند و چهچیز در درون او سبب میشود تصاویر، اینگونه بازتاب یابد؟ روش کار، گردآوری و کندوکاو اطلاعات است. دادهها در پنج شاخه پایهای، جستار را پوشش میدهد و آن پنج شاخه عبارت است از: تخیل و تصویر، نماد و کهن الگو، تصاویرسیاه، همذات پنداری با اشیا، نگاه کودکانه در ترسیم تصاویر و در پایان دستاورد گزارش پیش داشته میگردد.