نقش موقعیت در شکل گیری ژانر: معرفی یک رویکرد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
چکیده
این مقاله میکوشد نقش «موقعیت» را در شکلگیری ژانرها بررسی کند. برای این منظور مفهوم ژانر در حوزهی رتوریک که از فن خطابۀ غرب باستان تا حوزه-های ارتباط شناسی را در قرن بیستم در برمیگیرد به بحث گذاشته شده است. برخلاف رویکردهای ادبی که عمدتاً ویژگیهای درون-متنی (فرم و محتوا) پدیدآورندۀ ژانرهای متفاوت است، در این رویکرد عوامل برون-متنی همچون موقعیت و مخاطب زیربنای تعریف ژانر است، و هر گونه تغییر در درک منتقدان از این عوامل تغییرات عمدهای را در تعریف ژانر به وجود میآورد. تا پیش از قرن بیستم مفهوم موقعیت مفهومی محدود و ایستا بود که سخنور و مخاطب نقش خاصی در شکلگیری آن نداشتند، و به همین دلیل ژانرهای متناسب با هر موقعیت نیز کاملاً مشخص و تعریف شده بود. حال آنکه در قرن بیستم و با طرح نظریههای منتقدانی چون باختین و کارولین میلر، موقعیت و به تبع آن، ژانر به مفهومی پویا و دگرگونشونده تبدیل یافت که در یک فرایند ارتباطی شکل میگیرد و به همین دلیل، خود محصول کنش مشارکین در موقعیت است. در این مقاله، پس از پرداختن به نظریههای ژانر در حوزۀ فن خطابۀ یونان و روم باستان، نشان داده شده است که پیوند یافتن ژانر با کنش اجتماعی در قرن بیستم ، ژانر را به ابزاری برای تولید و بازتولید ارزشها و پیشفرضهای ایدئولوژیک در یک فرهنگ خاص تبدیل میکند و در این فرایند مولف، متن و مخاطب به طور همزمان دخیلاند. این رویکرد به ژانر، در مطالعات ادبی نیز پیامدهایی داشته که در پایان به برخی از آنها اشاره شده است.