فرصتها و چالشهای همگرایی منطقهای در خلیج فارس
نویسندگان
1 دکتری روابط بین الملل دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران
2 استادیار گروه جغرافیا، دانشکدة جغرافیا، دانشگاه تهران
3 کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی
doi
10.22059/jhgr.2015.51268چکیده
خلیج فارس از رنسانس به اینسو، از آبراهی با موقعیت ارتباطی و جایگاهی منطقهای به موقعیتی استراتژیک، اقتصادی، سیاسی، ژئوپلیتیک و ژئوانرژی در مناسبات و تعاملهای بینالمللی بدل شد. به نظر میرسد منطقة خلیج فارس، این نقش منحصر به فرد و بیبدیل را تا نیمة نخست قرن بیست و یکم دارد. از ابتدای قرن بیستم تا پایان دهة هفتاد که مصادف با تولد کشورهای کوچک حوزة جنوبی خلیج فارس است، به کمک انگلستان، تلاشهایی برای همگرایی میان این کشورها صورت گرفت، اما هیچیک از این همکاریها به همگرایی کاملی منجر نشد و اختلافها و چالشهای بعدی را نیز به وجود آورد. حضور آمریکا و بازگشت انگلیس و فرانسه به منطقه، رقابت تسلیحاتی، دیدگاههای امنیتی متفاوت و بعضاً متضاد، نبود اعتماد جمعی، وجود اختلافهای ارضی و مرزی، نبود دیدگاهها و هنجارهای مشترک و وجود اختلافهای قومی و فرهنگی در منطقه، زمینهساز واگرایی و از سازههای مهم ناهمانندی و ناهمگرایی منطقة خلیج فارس است. قرن بیست و یکم را با توجه به مزایا و تجارب حاصل از این همگراییها، باید قرن همگرایی مجدد منطقهای دولتها در جهان نامید. منطقة خلیج فارس نیز مجموعهای از امتیازها و مؤلفههای همسازة همگرایی منطقهای را دارد که در صورت توافق در مورد آنها میتوان به همکاری و مشارکت جمعی و سپس به همگرایی منطقهای دست یافت. عواملی نظیر قلمرو جغرافیایی مشترک و موقعیت همسایگی، دین و ارزشهای فرهنگی مشترک، منابع نفت و گاز مشترک و سیاستگذاری هماهنگ در خصوص آن، مزایا و مصائب ژئوپلیتیک همسان و ضرورت برنامهریزی دربارة آن و موضوعهای مشترکی نظیر مسائل زیستمحیطی، گردشگری و مواد مخدر، بر این همگرایی مؤثرند. به نظر میرسد توجه و تمرکز بر موضوعها و مسائل مشترک واقعی و عینی محیط اجتماعی، اقتصادی، امنیتی و سیاسی این کشورها میتواند زمینة تفاهم، توافق، همکاری مشترک و در نهایت همگرایی منطقهای را ایجاد کند.