طبیعت سیاه و شعر معاصر فارسی
نویسندگان
1 دانشجو
2 دانشگاه پیام نور
doi
چکیده
طبیعت سیاه و شعر معاصر فارسی فاطمه کوپا محسن اسماعیلی چکیده: یکی از ویژگیهای طبیعتگرایی شعر معاصر فارسی، توجّه به جنبههایی از طبیعت و جهان عینی است که به دلیل اشتمال بر فضاهایی نیمه روشن یا تاریک، مبهم، رازآمیز و ترسناک در خواننده تداعیگر ملالت، انزجار، تباهی، زوال و نیستی است. تصویرهایی از این دست در این پژوهش «طبیعت سیاه» نامیده میشود. روی آوردن به «طبیعت سیاه» معلول تحوّلات فلسفی، سیاسی ـ اجتماعی و طرح اندیشههای نو در مباحث انسانشناسی و زیباییشناسی دو قرن اخیر اروپاست. در نوشته حاضر ابتدا تأثیر هر یک از عوامل مذکور بر نگرش نوین طبیعتگرایانه شاعران مورد نقد و بررسی قرار میگیرد، آن گاه به چگونگی ظهور این پدیده در شعر فارسی پرداخته خواهد شد. اولین نمونههای توجه به طبیعت سیاه را میتوان در عصر مشروطه و در اشعار میرزاده عشقی مشاهده نمود. در شعر نیما طبیعت سیاه تعمیق و گسترش مییابد و در دهههای بیست و سی سیاهترین جلوههای طبیعت را در اشعار شاعرانی چون فریدون توللی و نصرت رحمانی میتوان یافت. واژههای کلیدی: طبیعتگرایی؛ ارگانیسم پویا؛ زیبایی و والایی؛ شیءوارگی.