اثر هنری؛ نظر به وجود شیء، بررسی تطبیقی آرای ویتگنشتاین متقدم و شکلوفسکی در باب هنر

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد پژوهش فلسفه هنر

doi
چکیده

لودویگ ویتگنشتاین، فیلسوف پر آوازه‌ی قرن بیستم، معتقد است که «اثر هنری شیء است در حالیکه از وجه ابدی به آن نگریسته شود» و ویکتور شکلوفسکی، منتقد و نظریه‌پرداز ادبی، نیز هنر را راهی برای «آشنایی‌زدایی» از اشیاء و «نا آشنا» نمودن امور آشنا می‌دانست. معتقدم که میان این دو دیدگاه در خصوص هنر و اثر هنری، نسبت و تشابهی قابل توجه وجود دارد. تأکید ویتگنشتاین و شکلوفسکی بر هنر به قدرت آن در هموار نمودن راهی برای «خوانندگان» (به معنای وسیع کلمه) برمی‌گردد تا اشیاء را فی‌نفسه و خارج از زمینه‌ی معمول‌شان ادراک نمایند. همانطور که شکلوفسکی میگوید «هنر از طرق مختلف، اشیاء را از خودکاری ادراک رها می‌سازد»؛ در مقابل، اشیاء از منظر شیوه‌ی عادی نگریستن تقریباً اصلاً دیده نمی‌شوند یا «هیچ به حساب می‌آیند». در اثر هنری اما وجود اشیاء برجسته میشود. در این نوشتار می‌کوشم نشان دهم که دیدگاه‌های اولیه‌ی ویتگنشتاین در باب زیبایی‌شناسی در هماهنگی با نظریه‌ی فرمالیستی شکلوفسکی در خصوص هنر است.

کلیدواژه‌ها