تبیین مدل تأثیر‌‌گذاری هوش عاطفی مدیران بر تعهد سازمانی کارکنان با توجه به نقش سبکهای رهبری.

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 دانشیار گروه مدیریت، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
چکیده

علم به قدرت و نفوذ عواطف در حیات ذهنی انسان پی برده و در حال کشف و تببین جایگاه هیجانات و عواطف در فعالیتها، رفتارها، حرکات و سکنات انسانی است. در حوزه مطالعه هوش، سیر مطالعات از هوش منطقی که بر پایه شناخت استوار است به سمت هوش عاطفی حرکت کرده‌‌است. از دهه 1990 این مفهوم در ادبیات مدیریت به کار رفته و از مهارتهای جدید مدیریت رفتار سازمانی است. تحقیقات نشان می‌‌دهد که رهبران مؤثر از درجه بالایی از هوش عاطفی برخوردارند. مدیران برخوردار از هوش عاطفی، رهبرانی مؤثر هستند که اهداف را با حداکثر بهره‌‌وری و با کسب رضایت و تعهد سازمانی کارکنان محقق می‌‌سازند. از آنجا که سبک رهبری به عنوان یک الگوی رفتاری مستمر مدیران نقش تعیین‌کننده‌‌ای در تعهد سازمانی کارکنان دارد. سؤال اساسی این است که نقش سبکهای رهبری (تحول‌‌گرا، تعامل‌گرا) بر فرایند تأثیر‌‌گذاری مؤلفه‌های هوش عاطفی مدیران بر تعهد سازمانی کارکنان چگونه است. در تحقیق حاضر با تحلیل آرای صاحبنظران در خصوص جایگاه هوش عاطفی مدیران بر تعهد سازمانی کارکنان برای بررسی نقش سبکهای رهبری یک مدل مفهومی طراحی گردید. یافته‌‌ها نشان می‌‌دهد که سبک رهبری تحول‌‌گرا و تعامل‌‌گرا مکمل هم بوده، بر رابطه بین هوش عاطفی مدیران بر تعهد سازمانی کارکنان تأثیر‌‌گذار هستند و تأثیر‌‌گذاری سبک رهبری تحول‌‌گرا بیش از سبک رهبری تعامل‌‌گرا است.