تحلیلی بر بنیان های نظری بازآفرینی شهری و ارائه الگوی بهینه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تبریز
2 دانشیار گروه آموزشی برنامه ریزی شهری و منطقه ای، دانشکده برنامه ریزی و علوم محیطی ، دانشگاه تبریز
3 استادگروه برنامهریزی شهری و منطقه ای، دانشکده برنامهریزی و علوم محیطی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22034/jprd.2024.63159.1137چکیده
بازآفرینی شهری به عنوان یکی از مهمترین راهبردهای توسعه شهری پایدار، به بهبود کیفیت زندگی، کاهش نابرابریهای اجتماعی، ارتقاء پایداری محیطی و توسعه اقتصادی مناطق شهری میپردازد. این مقاله به تحلیل بنیانهای نظری بازآفرینی شهری و ارائه یک الگوی بهینه برای بازآفرینی بافتهای ناکارآمد شهری در شهرهای ایران اختصاص دارد. با بهرهگیری از نظریههای تولید فضا و نئولیبرالیسم هنجاری، مفاهیم پیچیده بازآفرینی شهری مورد بررسی قرار گرفته و نقش عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در شکلدهی به فضاهای شهری تبیین شده است. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و براساس ماهیت و روش تحقیق، توصیفی تحلیلی است. نظریات مطرح در این زمینه گردآوری و مورد بررسی قرار گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد که نظریه تولید فضا و نئولیبرالیسم هنجاری از نظریه های غالب در مطالعه بازآفرینی شهری هستند. تحلیل و طبقه بندی نظریات نشان داد که نظریات مطرح در این زمینه به هفت گروه اجتماعی-اقتصادی، محیطی، فرهنگی-تاریخی، مدیریت شهری، اقتصادی، فضایی-کالبدی و امنیت شهری تقسیم می شوند. هرکدام از این نظریات به تحلیل و پوشش ابعادی از بازآفرینی شهری می پردازند. درنهایت براساس نگاه سیستمی به ارایه الگوی پیشنهادی برای بازآفرینی شهری در ایران پرداخته شد. در این الگو نظریات مطرح شده در قالب ابعاد هفت گانه براساس شرایط و مختصات مکان مورد مطالعه نیاز به تعدیل دارند تا پیاده سازی طرح های بازآفرینی شهری منطبق بر اصل جهانی فکر کن و محلی عمل کن، باشد. این الگو می تواند برای توسعه شهری در ایران مورد استفاده قرار گیرد.