بررسی تطبیقی عوامل و موانع پذیرش شیوههای نوین آبیاری در بین کشاورزان (مطالعۀ موردی: شهرستان میاندوآب)
نویسندگان
1 ارشناسارشد جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشگاه پیام نور گنبد کاووس، ایران
2 استادیار جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشگاه پیام نور مرکز گنبد کاووس، ایران
doi
10.22059/jhgr.2014.51229چکیده
شالودۀ اقتصاد روستایی بر فعالیتهای کشاورزی استوار است و یکی از قدیمیترین مسائل در کشاورزی، مسئلۀ آبیاری است. قرار گرفتن گسترۀ وسیعی از ایرانزمین در اقالیم خشک و نیمهخشک جهان از یکسو و از سوی دیگر توزیع نامناسب زمانی و مکانی بارش، کمبود منابع آب و نیز مسئلۀ انتقال آن از مسیرهای طولانی از چالشهای اساسی این بخش است که همواره پیش روی دستاندرکاران اجرایی قرار دارد. در این راستا، یکی از راهکارهای موجود بهکارگیری سیستمهای آبیاری تحت فشار است. پژوهش تحلیلی ـ توصیفی حاضر بهمنظور شناخت عوامل اجتماعی ـ اقتصادی مؤثر در پذیرش سیستمهای آبیاری تحت فشار و ارزیابی تأثیر این سیستمها در نواحی روستایی با پیمایشی در شهرستان میاندوآب انجام گرفت. بدین منظور، در نمونهگیری تصادفی از 162 بهرهبردار آبیاری مدرن شهرستان، 80 نفر انتخاب شدند و به همین تعداد نیز کشاورزانی که از روشهای سنتی آبیاری استفاده میکردند، برگزیده شدند. نتایج مطالعه نشان داد متغیرهای اجتماعی ـ فردی (شامل سن، تحصیلات، شغل اصلی، محل سکونت، تبلیغ و ترویج و علایق شخصی) و متغیرهای اقتصادی (شامل مقیاس مزارع، مالکیت ماشینآلات، اعتبارات دولتی، تأمین برق ارزان، حمایت و همکاری دولتی در اجرا و محدودیت منابع آب)، اثر معناداری در پذیرش سیستمهای تحت فشار دارند و کاربرد این روشها از طریق افزایش در عملکرد، افزایش در سطح زیر کشت و کیفیت محصول، تسهیل عملیات آبیاری و کاهش هزینهها و صرفه جویی در مصرف آب، نوسانات درآمدی بهرهبرداران مدرن را کاهش داده است و با افزایش رضایت شغلی آنها، انگیزۀ ماندگاری را ارتقا داده است.