چینهنگاری سکانسی و تحلیل رخسارهای سازند گچساران در تاقدیس بستانه، شمالغرب بندرلنگه
نویسندگان
1 دانشکده علوم زمین، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 پژوهشکده ازدیاد برداشت از مخازن نفت و گاز، تهران، ایران
3 دانشکده علوم زمین، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
4 دانشکده علوم زمین، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.48308/esrj.2026.204842.0چکیده
مقدمهسازند گچساران به عنوان پوشسنگ مخازن نفتی آسماری، نخستین سازند گروه فارس در حوضهی زاگرس است که در مناطق فروافتادگی دزفول- لرستان تا حوضه خلیج فارسگسترش دارد سازند گچساران در فارس تفاوت زیادی را از لحاظ ضخامت، خصوصیات سنگشناسی و محتویات فسیلی به ویژه فرامینیفرها با دیگر نقاط زاگرس نشان میدهد و توسط جیمز و وایند (James and Wynd, 1965) به سه عضو چهل، چمپه و مول تقسیم شده است. سازند گچساران در دو حوضه جداگانه (حوضه نمکی اصلی و شمالی و حوضه نمکی جنوبی خلیج فارس) نهشته شده است که این دو حوضه فاقد همزمانی هستند؛ مطالعات انجام شده بر روی این سازند بیشتر مربوط به خواص ژئوفیزیکی، دیاژنز و ژئوشیمی رسوبات بوده و اطلاعات نسبتا کمی از لحاظ چینهنگاری سکانسی وجود دارد. با توجه به مطالعات محدودی که در این زمینه بر روی سازند گچساران انجام شده است مطالعه دقیق ریزرخسارهها، تعیین محیط رسوبی و چینهنگاری سکانسی آن میتواند در شناخت هر چه بهتر این سازند و توسعه دانش اکتشافی در این منطقه کمک نماید. به همین منظور یک برش چینه شناسی تحت الارضی در تاقدیس بستانه در حوضه نمکی جنوبی خلیج فارس انتخاب و مطالعه شده است. سازند گچساران در محدوده مورد مطالعه در سطح رخنمون ندارد. محل برش تحت الارضی در مرکز تاقدیس و جایی که نهشتههای سازند میشان رخنمون دارند، میباشد.مواد و روشهادر این مطالعه، از 1288 متر نهشتههای سازند گچساران که به صورت خردههای حفاری نمونهبرداری شده، در مجموع 446 مقطع نازک مورد مطالعه قرار گرفت. با ترکیب دادههای آزمایشگاهی، نمودارهای چاهپیمایی گاما و انطباق آنها با نمودارهای ترسیمی چاه، ستون چینهشناسی برش مورد مطالعه ترسیم شد. سپس، مطالعه ریزرخسارهها و تفکیک سکانسها بر اساس روش فلوگل (Flugel, 2010) انجام شد. برای نامگذاری سنگ های کربناته نیز از طبقه بندی دانهام (Dunham, 1962) و جهت مقایسه کمربندهای رخساره ای از فلوگل (Flugel, 2010) استفاده شد. برای تحلیل چینهنگاری سکانسی، از روشهای هانت و تاکر (Hunt and Tucker, 1992, 1995) بهره گرفته شد و با ابر سکانس های تکتونیکی شارلند و همکاران (Sharland et al, 2001) مقایسه شد. برای تعیین دقیق بعضی از مرزهای سنگی و سکانسی از نمودار گاما نیزکمک گرفته شد.نتایج و بحثچینهشناسی: سازند گچساران در تاقدیس بستانه با ضخامت کلی ۱۲۸۸ متر به سه عضو چهل (۱۰۸۷ متر)، چمپه (۱۷۰ متر) و مول (۳۱ متر) تقسیم میشود. این سازند متشکل از تناوبی از سنگهای نمک، انیدریت، سنگ آهک، آهک رسی و مارن است و بر روی سازند پابده و در زیر سازند میشان قرار دارد. مطالعات دیرینهشناسی منجر به شناسایی ۳۲ جنس و ۴۷ گونه از فرامینیفرها شد. حضور شاخصهایی مانند Borelis melo curdica، Austrotrillina howchini، Peneroplis evolutus، Globorotalia praescitula و Miogypsina sp.. سن میوسن پیشین (اکیتانین - بوردیگالین) را برای این برش تأیید میکند.ریزرخسارهها و محیط رسوبی: مطالعات میکروسکوپی انجام شده، منجر به شناسایی 5 ریزرخساره اصلی شد که در دو کمربند رخسارهای اصلی شامل پهنههای پیرامون جزرومدی (سبخا) و محیط لاگون، ته نشست یافتهاند. رخسارههای پهنهی پیرامون جزرومدی شامل: تناوب لایههای تبخیری و مادستون (A): بافتهای متنوع انیدریت (بافتهای لایهای، الواری، بلورهای تبخیری پراکنده و منفرد، سوزنی شکل، دم چلچلهای و...) نشاندهندهی محیطی با تبخیر شدید در نواحی پیرامون جزرومدی (سبخا) است. تناوب لایهها حاکی از نوسانات کوتاهمدت سطح آب است. چنین رخسارهای با RMF25 فلوگل (Flugel, 2010) قابل مقایسه است. رخساره مادستون (B): در این رخساره زمینه اصلی سنگ را میکرایت تشکیل داده و بافت آن مادستون میباشد، آلوکمهای کربناته و غیرکربناته به مقدار کمتر از 1 درصد در این رخساره یافت میشوند. فقدان تنوع فونایی و وجود اکسید آهن و ذرات تخریبی، این رخساره را به محیطی بسیار کمعمق با چرخش محدود آب نسبت میدهد که احتمالاً در سبخای ساحلی تشکیل شده است. این رخساره شباهت با RMF19 فلوگل (Flugle, 2010) دارد. رخسارههای محیط لاگون شامل: رخساره وکستون حاوی میلیولید (C): حضور فرامینیفرهای پورسلانوز (مانند میلیولیدها) در یک زمینه میکرایتی، محیط لاگون نیمهمحصور و کمانرژی را نشان میدهد. این رخساره با RMF16 فلوگل (Flugel, 2010) شباهت دارد. رخساره پکستون-وکستون حاوی فسیل و پلوئید (D): وجود پلوئیدها و فرامینیفرهای هیالین در یک زمینه میکرایتی - اسپاری، نشانگر بخشهای میانی لاگون است. چنین رخسارهای با RMF20 فلوگل (Flugel, 2010) شباهت دارد. رخساره پکستون- وکستون حاوی بیوکلاست (E): افزایش فرامینیفرهای هیالین، این رخساره را به بخشهای بیرونیتر لاگون، (نزدیک به پشتههای ماسهای)، مرتبط میکند. چنین رخسارهای با RMF20 فلوگل (Flugel, 2010) شباهت دارد. ریزرخسارههای تشخیص داده شده در برش مورد مطالعه عموما به صورت تدریجی و آرام به رخساره های بعدی تغییر مییابند. این ویژگی به همراه عدم وجود ساختارهای ریفی، نبود کرتوئیدها، آنکوئیدها، پیزوئیدها و دانه های تجمعی که بیشتر خاص محیط های شلف کربناته بوده (Flugel, 2010) و همچنین عدم وجود رخسارههای ریزشی و لغزشی که بیانگر شیب بالای محیط رسوبی در هنگام رسوبگذاری میباشند، ته نشست این رسوبات در یک رمپ کربناته است که شامل محیطهای اصلی، پهنههای پیرامون جزرومدی و لاگون میباشد.چینهنگاری سکانسی: در این پژوهش، با هدف تحلیل تغییرات سطح نسبی آب دریا و تفسیر شرایط دیرینهمحیطی، دو سکانس رسوبی و سه مرز سکانسی (دو مرز نوع اول و یک مرز نوع دوم) شناسایی شده است. سکانس اول با ضخامت 1013 متر شامل سه سیستم ترکت LST،TST و HST است که به ترتیب با مرزهای SB1 و SB2 محدود میشوند. این سکانس از نهشتههای تبخیری و آهکی عضو چهل آغاز شده و با افزایش فسیلهای فرامینیفر کفزی و میلیولیدها، به ویژه در سیستم ترکتهای TST وHST، تغییرات عمق و انرژی محیط رسوبی را بازتاب میدهد. سطح پیشروی آب دریا (TS) و سطح حداکثر غرقابی (MFS) به ترتیب در عمقهای 608 و 538 متری قرار دارند که بر روی نمودار لاگ گاما با تغییرات مشخص مقدار API قابل شناسایی هستند؛ به گونهای که کاهش چشمگیر API سطح TS و افزایش آن سطح MFS را نشان میدهد. سکانس دوم با ضخامت 74 متر شامل سیستمترکتهای TST و HST بوده که از بخش بالایی عضو چمپه آغاز شده و به نهشتههای عضو مول میرسد. نتایج این مطالعه با ابرسکانس چینهنگاری تکتونیکی Ap11 و سطوح حداکثر غرقابی Ng10 و Ng20 در مدل شارلند و همکاران (Sharland et al, 2001) تطابق دارد. اگرچه این پژوهش تنها بر یک برش متمرکز است، اما میتواند به عنوان پایهای برای مطالعات آینده و تحلیل جامع حوضه رسوبی مورد استفاده قرار گیرد.نتیجهگیریسازند گچساران در برش تاقدیس بستانه با ضخامت 1288 متر به سه عضو چهل، چمپه و مول تقسیم میگردد. در برش تحت الارضی مورد مطالعه سازند گچساران شامل تناوبی از لایههای آهکی، آهک رسی، مارن و لایههای انیدریتی و همچنین ضخامت زیادی نمک میباشد که در زیر سازند میشان و روی سازند پابده قرار دارد. مطالعهی ریزرخسارهای نمونهها و مقایسه آنها با رخسارههای استاندارد فلوگل (Flugel, 2010) نشان میدهد که سازند گچساران شامل تناوبی از لایههای تبخیری به همراه مادستون، وکستون حاوی میلیولید، پکستون- وکستون حاوی بیوکلاست و پلوئید و وکستون حاوی بیوکلاست میباشد که به کمربندهای رخسارهای پهنهی پیرامون جزرو مدی و لاگونی تعلق دارد. بر این اساس و به واسطه عدم مشاهده کورتوئیدها، آنکوئیدها، پیزوئیدها و دانههای تجمعی که خاص محیطهای شلف کربناته میباشند، مدل رسوبی نهشتهها یک رمپ تشخیص داده شد. همچنین مطالعات چینهنگاری سکانسی با تأکید بر شواهد فسیلشناسی، منجر به شناسایی دو سکانس رسوبی متشکل از یک سکانس رسوبی کامل درقاعده شامل سیستم ترکتهای (LST, TST, HST) و یک سکانس شامل (TST, HST) شد. همچنین سه مرز سکانسی (دو مرز سکانسی نوع اول و یک مرز سکانسی نوع دوم) نیز تعیین شد. این برش با ابرسکانس چینه نگاری تکتونیکی Ap11 و حداکثر سطح غرقابی (Maximum Flooding Surface) Ng10و Ng20شارلند و همکاران (Sharland et al, 2001) قابل مقایسه است.