نسبت مسئله اجتماعی به امنیتی از منظر پارادایم مدرن و پست مدرن (با تاکید بر آرای امیل دورکیم و ژاک دریدا)
نویسندگان
1 فوق دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران و عضو هیئت علمی پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری پژوهشگری و عضو هیئت علمی دانشگاه نیروی انتظامی، تهران، ایران.
doi
10.22034/ssq.2025.500724.4248چکیده
این پژوهش به بررسی نسبت میان مسائل اجتماعی و امنیتی از منظر دو پارادایم مدرن و پستمدرن پرداخته و دیدگاههای امیل دورکیم و ژاک دریدا را بهعنوان نمایندگان این دو رهیافت تحلیل میکند. هدف پژوهش، تبیین تأثیر این دو دیدگاه در شناخت، تفسیر و مدیریت مسائل اجتماعی و امنیتی و ارائه راهکاری برای بهرهگیری از تقابل این نظریات در سیاستگذاری است.این مطالعه با رویکرد توصیفی- تحلیلی و تطبیقی، آرای دورکیم و دریدا را مقایسه کرده و مدلی نظری برای تبیین نسبت مسائل اجتماعی و امنیتی ارائه میدهد. در چارچوب مدرن، مسائل اجتماعی پدیدههایی عینیاند که در صورت ناکارآمدی نهادهای اجتماعی، به تهدیدات امنیتی تبدیل میشوند. دورکیم بر اصلاح تدریجی نهادها و کنترل نابهنجاریها تأکید دارد. در مقابل، رویکرد پستمدرن دریدا، امنیت را مفهومی سیال و برساخته گفتمانی میداند که امنیتیسازی بیشازحد، خود عاملی در بازتولید ناامنی است.نتایج پژوهش نشان میدهد که ترکیب تحلیل کارکردی دورکیم با واسازی دریدا، چارچوبی جامع برای مدیریت مسائل اجتماعی و امنیتی فراهم میکند. اصلاح نهادهای اجتماعی از یکسو و پرهیز از امنیتیسازی غیرضروری از سوی دیگر، میتواند به سیاستگذاریهای کارآمدتر منجر شود. این پژوهش بر ضرورت رویکردی ترکیبی تأکید دارد که همزمان اصلاح نهادی و بازاندیشی در گفتمانهای امنیتی را دنبال کند.