ارزیابی مورفولوژیکی مجرای رودخانه گیویچای با استفاده از سیستم طبقهبندی رزگن
نویسندگان
1 گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.48308/esrj.2025.240579.1284چکیده
مقدمهاهمیت رودخانهها به دلیل نقش آنها در درک چرخه آب، اکولوژی و تبادلات با آبهای زیرزمینی از مقیاسهای محلی تا جهانی بیش از پیش افزایش یافته است. رودخانهها امروزه به عنوان محیطهای پویایی شناخته میشوند که در آنها تعاملات و تغییرات قابلتوجهی رخ میدهد (Chakraborty and Datta, 2013). در پروژههای مربوط به رودخانهها، آگاهی از اصول ژئومورفولوژی رودخانهای و فرایندهای کانال به محققان اجازه میدهد تا رابطه بین فرم و فرایند در چشمانداز را درک کنند. ارزیابی ژئومورفیک عموما شامل جمعآوری داده، بررسیهای میدانی و ارزیابی پایداری کانال بوده و مبنایی را برای تحلیل و طراحی ایجاد میکند (Federal Interagency Stream Restoration Working Group, 2001). با توجه به موارد مذکور، در راستای مدیریت پایدار و یکپارچه رودخانهها میبایست نسبت به ارزیابی پلانفرم و مورفولوژی مجرای رودخانهها اقدام کرد. در این زمینه یکی از مهمترین گامها، تحلیلهای مرتبط با طبقهبندی پلانفرم و الگوی رودخانهها میباشد. دو هدف عمده را میتوان جهت طبقهبندی رودخانهها بیان داشت: 1) درک علمی از نحوه عملکرد رودخانهها و خوشهبندی کانالها به کلاسهای همگن و 2) ارائه رهنمودهای مدیریتی مبتنی بر ژئومورفولوژی، جهت تصمیمگیری درخصوص حفظ و نگهداری، بهبود، بازسازی یا حفاظت کانال. در این مورد، معیارهای ژئومورفیکی ممکن است با معیارهایی از سایر رشتهها (ازقبیل اکولوژی، شیمی آب) ترکیب شوند (Kondolf and Piégay, 2003). طبقهبندی رودخانهها یکی از موضوعات بنیادین و مهم در علوم جغرافیا، هیدرولوژی و اکولوژی میباشد که بر درک ویژگیها و عملکردهای متنوع آنها تمرکز دارد. توصیف فرآیندهای هیدرولیکی و هیدرولوژیکی نیازمند درک رفتار رودخانه میباشد. شناسایی کامل سیستمهای رودخانهای و طبقهبندی رودخانههای طبیعی برای حل مشکلات زیستمحیطی و اکولوژیکی و تحقق توسعه پایدار بسیار حائز اهمیت میباشد. از اواخر قرن نوزدهم تاکنون، سیستمهای متعددی برای طبقهبندی رودخانهها توسعه یافتهاند. بیشتر این طبقهبندیها بر اساس فعالیتهای تکتونیکی (Powell, 1875; Davis, 1895)، مراحل تکامل رودخانهای (Davis, 1873)، اشکال پلانفرم رودخانهای (Leopold and Wolman, 1970; Miall, 1977; Rust, 1977; Qian, 1985,)، حمل رسوبات رودخانهای (Schumm, 1963; Wang, 1999) و فرآیندهای رودخانهای و ویژگیهای ژئومورفیک بستر رود (Montgomery and Buffington, 1997) ارائه شدهاند (Li et al, 2024). با وجود این طبقهبندیهای متعدد، اغلب این روشها بهطور مستقیم در مهندسی رودخانه قابل استفاده نیستند. چرا که اولاً، بیشتر این طبقهبندیها با رویکردی علمی و دانشگاهی تدوین شدهاند و تعداد کمی از آنها دارای هدف جهت رفع نیازهای کاربردی میباشند. ثانیاً، معدودی از این طبقه بندیها قادرند تصویر کامل و جامعی از ژئومورفولوژی رودخانه و مؤلفههای هیدرولوژیکی آن ارائه دهند (Li et al, 2024).در این میان طبقهبندی رزگن ابزاری کاربردی برای پیشبینی رفتار رودخانه بر پایه ویژگیهای ژئومورفولوژیکی میباشد. این روش پیوند مستقیمی میان ژئومورفولوژی رودخانه و ارزیابی بازسازی اکولوژیکی برقرار کرده و به بهبود مدیریت یکپارچه رودخانه کمک میکند. در پژوهش حاضر نیز به تحلیل ژئومورفولوژیکی مجرای رودخانه گیویچای با استفاده از مدل رزگن در ترکیب با مدل هیدرودینامکی HEC-RAS پرداخته شده است.مواد و روشهادر این پژوهش دادههای اصلی شامل نقشههای توپوگرافی مقیاس 1:2000 بستر رودخانه گیویچای (سازمان آب منطقهای اردبیل)، نقشههای توپوگرافی 1:50000 (سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح)، نقشههای زمینشناسی 1:100000 برگههای خلخال، گیوی و هشتچین (سازمان زمینشناسی کشور)، مدل رقومی ارتفاعی (DEM) با قدرت تفکیک 12.5 متر ماهواره ALOS-PALSAR، تصاویر ماهوارهای Sentinel-2 (سال 2024) با قدرت تفکیک 10 متر، تصاویر Google Earth و دادههای هیدرومتری ایستیسو و فیروزآباد است. پردازش دادهها با نرمافزار HEC-RAS، ArcGIS با الحاقی HEC-GeoRAS و ENVI انجام شد. برای تحلیل ژئومورفولوژیکی از سیستم طبقهبندی رزگن استفاده و برای بهینهسازی آن، مدل هیدرودینامیکی HEC-RAS به کار گرفته شد. مدل رزگن چهار مقیاس تحلیلی از لندفرم تا فرایندهای فیزیکی و زیستی را پوشش میدهد (Shroder, 2013) و اغلب بر سطوح ژئومورفیک کلی و توصیف مورفولوژیکی (سطوح 1 و 2) تأکید دارد (Rosgen, 1994). این سیستم شش شاخص کلیدی شامل گودشدگی، نسبت عرض به عمق، سینوزیته، تعداد مجرا، شیب و دانهبندی بستر دارد و رودخانهها را به هشت کلاس اصلی و 90 نوع تقسیم میکند (Federal Interagency Stream Restoration Working Group, 2001). گودشدگی نسبت عرض سطح سیلگیر به عرض لبپری است و با HEC-RAS و GIS شبیهسازی شد (Kheirizadeh et al, 2018). نسبت عرض به عمق، نسبت عرض مجرا در دبی لبالبی به عمق میانگین است که برای دوره بازگشت 2 ساله محاسبه شد (Rosgen, 1994). سینوزیته نسبت طول آبراهه به طول دره است. دانهبندی مواد بستر با شمارش ولمن و نمونهبرداری حجمی سنجیده شد. نتایج و بحثارزیابی مورفولوژی مجرا یکی از مهمترین گامها در زمینه مدیریت رودخانهها به شمار میرود. در طی سالهای اخیر در زمینه طبقهبندی و ارزیابی مورفولوژیکی رودخانهها تاکید بر روی مدیریت حوضهای و بازسازی و احیای رودخانهها بوده که یکی از مهمترین و کارآمدترین رویکردهای مذکور سیستم طبقهبندی سلسله مراتبی رزگن میباشد. در پژوهش حاضر نیز ویژگیهای ژئومورفولوژیکی مجرای رودخانه گیویچای با استفاده از مدل رزگن در ترکیب با مدل هیدرودینامیکی HEC-RAS مورد ارزیابی قرار گرفته است. گیویچای یکی از مهمترین زیرحوضههای رودخانه قزلاوزن به شمار میرود که نقش قابل توجهی در تامین آب شهرستانهای خلخال و گیوی در استان اردبیل بر عهده دارد. رودخانه مطالعاتی براساس ویژگیهای ژئومورفولوژیکی در جهت پاییندست به چهار بازه خلخال، سد گیوی، گیوی و فیروزآباد تقسیمبندی شد. بازه خلخال دارای یک دشت سیلابی وسیع با شکل مسطحاتی مئاندری توسعهیافته میباشد. براساس سیستم رزگن این بازه به دو نوع اصلی C و E و چهار نوع فرعی C5b، E6b، E5b و C4 تفکیک گردید. تمامی انواع این رودخانهها نسبت به آشفتگیهای طبیعی و انسانی از آسیبپذیری بالایی برخوردارند. بدین ترتیب با توجه به استقرار شهر خلخال دستکاری در فرم و فرایندهای طبیعی رودخانه زیاد بوده و عملکردهای طبیعی آن دستخوش تغییرات و آشفتگیهای زیادی شده است. رودخانه در بازه سد گیوی (بازه 2) به دو نوع اصلی B و C و چهار نوع فرعی B4، C5b، B3 و B4 طبقهبندی گردید. نوع C5b به طول حدود 4/4 کیلومتر در محدوده روستای اناویز شکل گرفته که دارای دشت سیلابی نسبتا وسیع و الگوی مئاندری توسعهیافته همراه با نسبتهای بالای گودشدگی و عرض به عمق میباشد. سایر قسمتهای این بازه از نوع اصلی B میباشند که با توجه به مواد بستر و میزان شیب به انواع فرعی تفکیک شدند. وجود دره تنگ و باریک و فقدان یا محدود بودن دشت سیلابی از جمله مهمترین دلایل شکلگیری این نوع از رودخانهها در این بازه میباشد. کنارههای این نوع رودخانه پایدار تا نسبتا پایدار میباشند. بازه گیوی براساس سیستم رزگن دارای سه نوع اصلی E، C و D بوده که در جهت پاییندست به ترتیب شامل انواع فرعی E5، C5، D4b، C4، D4 و C4 میباشد. این بازه دارای دشت سیلابی وسیع همراه با آبرفتهای جوان کواترنری میباشد. انواع D4b و D4 جزو رودخانههای گیسوئی میباشند که با کانالهای عریض، پشتههای فراوان، فرسایشپذیری زیاد و کنارههای ناپایدار مشخص میشوند. وجود دشت سیلابی وسیع، ورود انشعابات متعدد پرآب و حضور مواد فرسایشپذیر در کنارههای رودخانه را میتوان مهمترین عوامل موثر در شکلگیری نوع D در این قسمت از مجرای رودخانه گیویچای بهشمار آورد. درنهایت، کل بازه فیروزآباد از نوع اصلی B بوده و در جهت پاییندست به سه نوع فرعی B4، B3a و B3 تفکیک گردید که در ارتباط با کنترل ساختمان زمینشناسی شکل گرفتهاند. در این بازه دره رودخانه تنگ و باریک بوده و توسط سنگهای آتشفشانی مقاوم محصور شدهاند. نتیجهگیریدر این پژوهش رودخانه گیویچای با استفاده از سیستم طبقهبندی سلسلهمراتبی رزگن و مدل هیدرولیکی HEC-RAS تحلیل شد. رودخانه به چهار بازه خلخال، سد گیوی، گیوی و فیروزآباد تقسیم گردید. بازه خلخال (بازه ۱) در دشت سیلابی توسعهیافته قرار داشته و الگوی آن بیشتر مئاندری است که به دلیل دخالتهای انسانی، تحرک جانبی مجرا محدود شده است. این بازه در کلاسهای C و E شامل انواع C5b، E6b، E5b و C4 قرار گرفت. رودخانههای C4 و C5 حساسیت بالا به آشفتگی و پتانسیل بازیابی مناسب دارند و نقش پوشش گیاهی در پایداری آنها مهم است. در این بازه احداث پارکهای رودکناری میتواند به بازسازی کمک کند. بازه سد گیوی (بازه ۲) عمدتاً کوهستانی با درههای تنگ و باریک است و به کلاسهای B و C (انواع B4، B3، C5b) تقسیم شد. رودخانههای نوع B3 حساسیت پایینی به آشفتگی داشته و پتانسیل بازیابی بالایی دارند. بازه گیوی (بازه ۳) دارای دشت سیلابی گسترده بوده و به سه کلاس اصلی E، C و D شامل انواع E5، C5، D4b، C4 و D4 تعلق دارد. وجود الگوی گیسوئی (انواع D4 و D4b) در این بازه بیانگر تحرک زیاد و عرضه بالای رسوب است. این بازه حساسیت بالا به آشفتگی داشته و نیازمند مدیریت دقیق حریم رودخانه است. بازه فیروزآباد (بازه ۴) در کلاس B شامل B4، B3a و B3 شناسایی شد. در مجموع، نتایج نشان داد رودخانه گیویچای دارای ترکیبی از کلاسهای حساس به آشفتگی با پتانسیل بازسازی متنوع است و کاربرد همزمان سیستم رزگن و مدل HEC-RAS در تحلیل شرایط مورفولوژیکی و برنامهریزی مدیریت حفاظت و احیای رودخانه مؤثر است. بر این اساس با درک چگونگی تعامل این عوامل و ایجاد تغییرات در مورفولوژی رودخانه، میتوانیم روند توسعه آینده رودخانهها را پیشبینی کنیم و مبنای علمی برای مدیریت و حفاظت از رودخانهها فراهم کنیم.