ایران و بالکانی‌ها در فضای پسامنازعه (2023-2008)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، گرایش مسائل ایران، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.

2 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه یاسوج، یاسوج ، ایران

doi
10.22034/srq.2024.442888.4143
چکیده

ایران پس از انقلاب اسلامی و به‌ویژه از دهه­ 1990 همواره تلاش کرده است پیوندهای فرهنگی، سیاسی، نظامی و اقتصادی برای حضور و کسب نفوذ در بالکان استفاده کند، اما با استقلال کوزوو و فروکش‌کردن نسبی بحران 200 ساله، ماهیت فضای سیاسی در بالکان دگرگون شده است. تغییر در محیط سیاسی منطقه و ایجاد فضای کنشگری جدید باعث تغییر در محیط سیاسی داخلی بازیگران منطقه­‌ای و همچنین تغییر در ترکیب و اولویت­‌های بازیگران فرامنطقه­‌ای حاضر در آن شده است. در این مقاله قصد داریم به این پرسش پاسخ دهیم که سیاست خارجی ایران در طول سال‌های 2008 تا 2023 با چه فرصت‌ها و تهدید‌هایی در فضای کنشگری جدید در بالکان مواجه بوده است؟ یافته‌­ها نشان می­‌دهند که ایران با توجه به گسترش ناتو و اتحادیه­ اروپا در میان بالکانی­‌ها در فضای پسامنازعه نتوانسته است از ابزارهای نظامی و اقتصادی خویش برای افزایش نفوذ خود استفاده کند. ازاین‌رو با اتکا بر پیوندهای فرهنگی کوشیده است دیپلماسی فرهنگی خاصی را با راهبردهای استفاده از حضور مسلمانان در منطقه، افزایش نفوذ زبان فارسی و در مقطعی بهره‌­گیری از سنت سلطه‌­ستیزیِ چپ سیاسی در بالکان به اجرا بگذارد. این حضور و نفوذ نیز به نوبه­ خود مسبب شکل‌­گیریِ تهدیدهای نوینی در بالکان علیه ایران شده است که از مهمترین آنها می­‌توان به گسترش ناتو، استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا، رشد سلفی­‌گرایی و استقرار مجاهدین خلق در این منطقه اشاره کرد. در اینجا با رویکرد برنامه‌ریزی استراتژیک، از مدل SWOT برای شناسایی و تحلیل این فرصت‌­ها و چالش­‌ها استفاده شده است.