صلح مثبت در چشم‌انداز نظری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مطالعات سیاسی انقلاب اسلامی دانشگاه شاهد، تهران، ایران.

2 عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه شاهد، تهران، ایران.

doi
10.22034/srq.2024.194635
چکیده

درخصوص چگونگی برقراری صلح، به‌عنوان یکی از مطالبات همیشگی جوامع بشری، نظریات گوناگونی مطرح شده است که ازنظر خاستگاه تاریخی، آن‌ها را می‌توان در دو قالب کلاسیک و مدرن دسته‌بندی کرد. ازطرفی، صلح‌پژوهان معاصر، با نقد انتزاعی و فردی‌بودن تأکید رویکرد کلاسیک بر آرامش درون و نیز انفعالی و ناکافی‌بودن تأکید رویکرد مدرن بر صِرف نبود جنگ، تلاش فعالانه برای تحقق صلح را مورد توجه قرار داده‌اند. دراین‌بین، یوهان گالتونگ، صلح‌پژوه پرآوازه نروژی، کوشیده است ضمن اشاره به موانع ساختاری، وجه ایجابی تحقق صلح در جوامع انسانی را با مطرح‌کردن ایده صلح مثبت پررنگ سازد. از این ایده برای تقویت مبانی نظری حوزه امنیت و صلح می‌توان استفاده کرد؛ ازاین‌رو، در مقاله حاضر، نخست، آثار گالتونگ را- با محوریت مفهوم صلح مثبت- به روش اسنادی واکاوی کرده و سپس کوشیده‌ایم  با روش قیاسی، داده‌های به‌دست‌آمده را تجزیه‌وتحلیل و مؤلفه‌های مفهومی و کلیدی تحقق صلح مثبت را استخراج کنیم. در پایان نیز مدلی مفهومی پیشنهاد می‌شود که آن را می‌توان برای بررسی وجود زمینه‌های فکری تحقق صلح مثبت در اندیشه اندیشمندان گوناگون به کار گرفت. بر اساس یافته‌های پژوهش، چنانچه نفیِ تضادهای ساختاری‌ای چون استثمار، استعمار، تبعیض و فقر (در وجه سلبی) با همکاری، برابری سیاسی و عدالت اقتصادی (در وجه ایجابی) همراه شود و سمت‌وسوی این وضعیت در راستای ایجاد هماهنگی مثبت و احساس همدلی در جامعه باشد، آن‌گاه صلح مثبت محقق خواهد شد.