نسبت میان سنت اسلامی و تجدد(با تکیه بر تجدد سیاسی) با تمرکز بر مبانی فکری و بینش سیاسی علیبن ابیطالب(ع) در نهجالبلاغه
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه مازندران
2 محقق پسا دکتری
doi
10.30465/alavi.2025.51569.2714چکیده
همواره « نظریه دولت » بهمثابه یکی از مهمترین مباحث اندیشه سیاسی مورد توجه بوده است. پرسش اصلی این است: ماهیت دولت در نهجالبلاغه با تکیه بر مفهوم عدالت در سنت اسلامی از حیث منشاء و کارویژه و نسبت آن با تجددخواهی[اسلامی] را با چه پشتوانه نظری میتوان تبیین کرد؟ لذا مقاله با این فرضیه به بحث گذاشته شده است که در اسلام و متون کلاسیک آن، دین و دولت همواره پیوندی انداموار با یکدیگر داشتند. خلیفۀاللهی انسان بهمثابه فاعلیت باواسطه در روی زمین، تبیین ماهیت دولت را در عصر جدید بهنوعی خاص، توجیه میکند و کارویژههای نوین دین را که باید توسط مؤمنان تحقق یابد، در بستری از تجدد بازتعریف میسازد. چنین دیدگاهی، اسلام را با قرائتی که در مقاله ذکر شد، به تجدد نزدیک میکند. دولت علوی دارای مفهوم ارگانیکی با ساختار حداکثری است. خاستگاه دولت، شأن الهی و مقبولیت مردمی داشته که بهمنزله پیکرهای واحد در نظام ولایت تجلی مییابد و مجموع روابط بین اجزاء، کارویژه و ساختار آن را نیز تشریح میکند. عدالت نزد علی(ع) دارای اصالت و ارزش ذاتی بوده و به سیاست عمومی تعبیر میشود که سامانبخش امور است. مقاله از روش توصیفی- تحلیلی و الگوی هرمنوتیک پنهاننگاری متنگرا لئو اشتراوس بهره گرفته است.