اخلاق عَلَوی در ادبیات تعلیمی کودک: نقد کتابِ تصویری نهج البلاغه برای کودکان(1402) اثر غلامرضا لایقی
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم قرآن و نهج البلاغه، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی، گروه ادبیات انگلیسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.30465/alavi.2025.51400.2708چکیده
ادبیات تعلیمی کودک ریشه در آموزههای اخلاقی متون کهن دارد و برای بهروزیِ نوباوگان و بهبودِ رفتارِ آنان از ابزارهای گوناگونی همچون کتابهای تصویری بهره میگیرد. ماریا نیکولایوا، نظریهپردازِ برجستهی روسیتبار، به پویایی روابط میان نشانههای شمایلی و قراردادی(تصاویر و واژگان) در کتابهای تصویری باور دارد. وی، برهمکنشِ این نشانهها را مایهی آفرینشهای نو در پهنهی فراخِ ادبیات کودک میداند. هدف از این پژوهش آن است که میزان همپیوندیِ تصاویر با متن را در کتابِ تصویریِ نهج البلاغه برای کودکان (1402) بر اساس الگوی نظریِ نیکولایوا ارزیابی کند تا نقش این عناصر را در بازتاب اخلاق عَلَوی مشخص سازد. در این مقاله، تحلیل دادهها به روش آمارِ توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار 25SPSS انجام شدهاست. میزان فراوانی و درصد وقوع آموزههای اخلاقی و شاخصههای همپیوندی متن با تصویر بر مبنای آزمون خیدو محاسبه خواهند شد. یافتههای این پژوهش نشان میدهند که در کتابِ تصویری نهج البلاغه برای کودکان(1402)، عنصرِ «بینشها»، بسامد بالاتری نسبت به سایر وجوه اخلاقی دارد. در روابط تصاویر با متن نیز گونهی «قرینهای» درصد بیشتری را نسبت به گونههای «مکملی»،«افزایشی» و «تقابلی» نشان میدهد. اثر برگزیده نیازمند بازبینی برای افزایش پویایی روابط میان متن و تصویر در جهت آشناسازی نسلنو با سیرۀ عَلَوی است.