بررسی مقایسه‌ای ساخت موضوعی شعری از مثنوی مولوی و ترجمۀ انگلیسی آن براساس نظریۀ نقش‌گرای هلیدی

نویسندگان

1 استادیار زبانشناسی، پژوهشکده زبانشناسی، کتیبه ها و متون، پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری،تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری زبان‌شناسی همگانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 دانشیار ادبیات، پژوهشکدۀ زبان و ادبیات، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

4 استادیار گروه زبان انگلیسی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.48311/LRR.16.4.6
چکیده

مسئلۀ تحقیق این است که مترجم تا چه حد کارکرد (نقش) متن مبدأ را در نظام متن مقصد، حفظ و از سبک متن مبدأ در انتقال معنا تبعیت کرده است؟ پژوهش براساس نقش‏گرایی نظام‏مند هلیدی و متیسن و با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شد. هدف نگارندگان این بود که در چارچوب فرانقش‏ متنی، به بررسی مقایسه‏ای ساخت موضوعی در متون شعری از دفتر اول مثنوی مولوی و ترجمۀ انگلیسی آن از جاوید مجدِّدی بپردازند و به سؤالات زیر پاسخ دهند: 1. بر اساس نظریۀ نقش‏گرای هلیدی، انواع آغازگر در متون این شعر مثنوی مولوی و ترجمۀ انگلیسی آن کدامند؟ 2. با توجه به تحلیل مقایسه‏ای ساخت موضوعی در متون مبدأ و مقصد، چه تغییراتی در معنای متنی شعر ترجمه، رخ داده و مترجم تا چه حد در انتقال مفاهیم، موفق بوده است؟ مطابق مدل هلیدی، بسامد کاربرد آغازگر‏های تجربی و مرکب و نیز فراوانی انواع نشان‏دار و بی‏نشان آن‏ها در بند‏های شعر مثنوی و متن ترجمه‏ محاسبه شدند. مترجم در ترجمۀ 90 درصد از بندهای حامل آغازگر بی‏نشان، موفق بوده است، ولی در ترجمۀ 6/66 درصد از موارد بندهای حامل آغازگر نشان‏دار، با عدم رعایت سبک متن مبدأ در نشان‏داری آغازگر، و ترجمۀ آن‏ها به بندهایی بی‏نشان، در انتقال معنا و تأکید مورد نظر نویسنده، موفقیت کم‌تری داشته است. بر اساس دیدگاه «معادل نقش‏بنیاد هلیدی در ترجمه»، شباهت در به‏کارگیری انواع آغازگر در متن مبدأ و ترجمه، می‏تواند نشان‌دهندۀ تبعیت مترجم از سبک متن مبدأ در انتقال معنای متنی در مسیر نیل به معادل کارکردی در ترجمه باشد.