اصلاح سیستم آموزش و یادگیری زبان عربی به‌عنوان زبان دوم در کشور ایران؛ تلاش برای ارائۀ یک الگوی بهینه

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات عرب، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 استادیار زبان و ادبیات عرب، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عرب، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.48311/LRR.16.4.10
چکیده

آموزش و یادگیری زبان عربی از منظر دینی و قانونی در کشور ایران اهمیت خاصی دارد. از این رو ضروری است که همواره جایگاه این زبان چه در عرصۀ داخلی و چه در عرصۀ بین‏المللی حفظ شود. هدف این مقاله ارائۀ الگویی برای اصلاح سیستم آموزش و یادگیری زبان عربی به‌عنوان زبان دوم با تکیه بر شناسایی عوامل پیدا و پنهانِ تأثیرگذار بر آن و نیز شناخت موانع پیش‏روی این مسئله است. مبنای گردآوری اطلاعات بر روش‏های کیفی و به‌طور ویژه انجام مصاحبه‏های ساختمند با 10 نفر از استادان جامعه‏شناسی زبان استوار بوده است. تجزیه و تحلیل داده‏های گردآوری‌شده با استفاده از فرایند روش تحلیل محتوای کیفی انجام یافته است. از مدل (AHP) و نرم‏افزار (Expert Choise) نیز جهت وزن‏بندی مؤلفه‏های پژوهش استفاده به عمل آمده است. نتایج حاصل از این مقاله نشان می‏دهد که گرایش به آموزش و یادگیری زبان عربی به‌عنوان زبان دوم به شدت تحت تأثیر عوامل مبنایی همچون عوامل اجتماعی، روانی و اقتصادی قرار دارد. مقدار ضریب AHP برای شاخص‏های اجتماعی (0.403)، شاخص‏های روانی (0.364) و شاخص‏های اقتصادی (0.234) به‌دست آمد. نتایج همچنین نشان می‏دهد که موانع و تنگناهای پیش‏روی فرایند آموزش و یادگیری زبان دوم در کشور ایران به ترتیب اهمیت در شش حوزۀ موانع حقوقی، موانع سیاسی، موانع ساختاری، موانع اجتماعی، موانع فرهنگی و موانع اقتصادی شناسایی و طبقه‏بندی شدند. این نتایج سمت و سوی الگوی بهینۀ آموزش و یادگیری زبان دوم به‌ویژه زبان عربی را با رفع موانع و تنگناها به ترتیب اولویت و با نگاهی همه‏جانبه، فراهم کرد.