بررسی روابط بینامتنیت در مثَلهای گیل و دیلم و نهجالبلاغه
نویسندگان
1 آموزش و پرورش
2 دانشگاه محقق اردبیلی
doi
10.30465/alavi.2025.49593.2662چکیده
یکی از جدیترین مباحث حوزه بررسی یک متن، روابط بینامتنی است که برای اولین بار توسط ژولیا کریستوا به کار رفت و از اوایل قرن بیستم به جایگاه ویژهای در میان پژوهشگران و نویسندگان دست یافت. بر اساس اعتقاد برخی از اندیشمندان، هر متنی متأثر از متون دیگر است. این مسأله موجب میشود نویسنده یا گوینده شناخت و آگاهی لازم را نسبت به متون گذشته داشته باشد. مثلها نیز از این ویژگی مستثنی نیستند.مثَلها به عنوان جملات کوتاه، روشن، بارز و آموزنده، نمایانگر فرهنگ و آداب و رسوم هر ملت هستند که به تناسب شرایط اقلیمی، فرهنگی و مذهبی خاص آن ملت شکل میگیرند. این جملات به منظور تأثیرگذاری مؤثر بر کلام و جلوگیری از اطالهی سخن به کار میروند. در این راستا، مثلها به عنوان یکی از گونههای ادبی، جایگاه ویژهای در حوزه ادب عامهی گیل و دیلم دارا هستند. نوشتار حاضر در پی بررسی روابط بینامتنیت این مثَلها با نهجالبلاغه است و تلاش دارد تا نشان دهد که بخشی از امثال رایج در گیل و دیلم تحت تأثیر مضامین نهجالبلاغه قرار گرفتهاند.روش پژوهش به صورت مشاهدهای و کتابخانهای و نوع آن تحلیلی است. مضامین مشترک مثَلها با نهجالبلاغه نشان میدهد که آن کتاب والا نقش بسزایی در شکلگیری آرمانهای اخلاقی و اجتماعی مردم این منطقه داشته است. در بررسی بینامتنی امثال، این تأثیرگذاری گاهی به صورت تقلید، گاهی با استفاده از برخی واژگان و تعبیرات خاص و در مواردی نیز از طریق دریافت مضمون، تفسیر و تأویل نمود پیدا کرده است.