تحلیل شناختی طرحوارههای تصویری نامۀ 31 نهج البلاغه با تکیه بر نظریۀ جانسون و لیکاف
نویسندگان
1 استاد، زبان و ادبیات عرب، دانشگاه تهران ، تهران، ایران
2 استادیار زبان و ادبیات عرب، دانشگاه سمنان ، سمنان ، ایران
doi
10.30465/alavi.2025.50108.2676چکیده
طرحوارههای تصویری بهعنوان الگوهای ذهنی، مفاهیم پیچیده را از طریق تصویرسازیهای ساده و قابل فهم در ذهن انسان بازنمایی میکنند. در نظریه جانسون و لیکاف، این طرحوارهها ریشه در تجربههای فیزیکی و دنیای عینی انسان دارند و بهعنوان ابزاری برای درک مفاهیم انتزاعی بهکار میروند. نامۀ 31 نهج البلاغه، یکی از متون برجسته اسلامی که سرشار از آموزههای اخلاقی، اجتماعی و معرفتی است، دارای ویژگیهای زبانی پیچیده و بلاغی خاصی است که در آن طرحوارههای تصویری نقشی اساسی در انتقال مفاهیم شناختی ایفا میکنند. هدف این تحقیق، بررسی انواع طرحوارههای تصویری و نقش آنها در فهم و تبیین مفاهیم موجود در این نامه است. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به تحلیل طرحوارههای تصویری در نامۀ 31 نهج البلاغه پرداخته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که طرحوارههای تصویری در این نامه نهتنها در تجسم مفاهیم انتزاعی نقش اساسی دارند، بلکه بهطور خاص، طرحوارههای حرکتی که بیشترین فراوانی را دارند، بر لزوم شناخت مبدأ، مسیر و مقصد حرکت انسان به سمت کمال و سعادت تأکید دارند. استفاده مکرر از حرف «مِن» در این طرحوارهها، بر اهمیت شناخت نقطۀ آغازین حرکت انسانی در مسیر تعالی تأکید دارد. در کنار آن، طرحوارههای قدرتی از نوع «توقف» نیز اهمیت رفع موانع در مسیر تکامل انسان؛ از جمله «گناه»، «غفلت»، «حرکت بر مبنای جهل» را نمایان میسازند. همچنین، طرحوارههای حجمی پس از طرحوارههای حرکتی از اهمیت بالایی برای درک موقعیتهای شناختی برخوردارند؛ از جمله طرحوارههای «زمین خالی» و «قلب جوان» استعارههایی برای شناخت بهتر ظرفیتهای وجودی انسان برای نیل به سعادت هستند.