بررسی نقش ژئومورولوژی در ویژگیهای فیزیکوشیمیایی خاک سطح مخروط افکنه (مطالعه موردی: مخروط افکنه شمال غرب امیریه، دامغان)
نویسندگان
1 گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.48308/esrj.2025.238331.1248چکیده
مقدمه خاک یکی از مهمترین عوامل تولید است که در زندگی انسان تأثیر زیادی دارد. با این وجود، امروزه فرسایش خاک یکی از مهمترین مشکلات محیطی است که تهدیدی برای منابع طبیعی، کشاورزی و محیط زیست به شمار میرود (Rahman et al, 2009). بنابراین مطالعه پارامترهای فیزیکوشیمیایی خاک به منظور حفظ خاک و جلوگیری از فرسایش آن دارای اهمیت زیادی است. مخروط افکنهها مکانهای مناسبی برای استقرار سکونتگاههای انسانی (Waters and Field, 1986; Maghsoudi et al, 2014)، تغذیه آبهای زیرزمینی (Houston, 2002; Blainey and Pelletier, 2008)، استخراج سنگدانهها (Fookes et al, 2007; Bahrami et al, 2015)، تشکیل خاک (Norton et al, 2007; Bahrami and Ghahraman, 2019)، کشاورزی (Field, 1992; Rahaman, 2016) و دیگر فعالیتهای انسانی هستند. تکامل مخروط افکنهها تحتتاثیر عوامل مختلفی مانند تکتونیک، اقلیم، تغییر سطح اساس، ویژگیهای مورفومتری و زمینشناسی حوضههای آبخیز قرار دارد (Beaumont, 1972; Waters and Field, 1986; Blair and Mcpherson, 1998; Crosa et al, 2004; Arzani, 2005; Bahrami, 2013, Arzani and Jones, 2018; Goswami, 2018; Özpolat et al, 2022; Peng et al, 2024; Ghahraman and Nagy, 2024). مخروط افکنهها به عنوان یکی از مهمترین لندفرمهای مناطق خشک و نیمه خشک، دارای تنوع زیادی از نظر تکامل و مورفومتری هستند. هر مخروط افکنه ممکن است از سطوحی با سن مختلف (جوان، قدیمی و فسیل) تشکیل شده باشد. تفاوت در سن نسبی سطوح مختلف مخروط افکنه میتواند باعث تفاوت در فرایندهای ژئومورفولوژی، مورفومتری، و بنابراین در تکامل و ویژگیهای خاک آنها شود. هدف این تحقیق ارزیابی ویژگیهای کمی خاک در سطوح مختلف، موقعیتهای مختلف و در لندفرمهای مختلف تشکیل شده در سطح مخروط افکنه شمال غرب امیریه در دامغان است. منطقه مورد مطالعه در جنوب واحد زمین ساختی البرز و در شمال زون ایران مرکزی قرار دارد. پلایای دامغان در جنوب شرق منطقه مورد مطالعه قرار دارد. مواد و روشها ابتدا بر اساس شاخصهای میزان هوازدگی، مورفولوژی سطح مخروط افکنه، الگوی زهکشی و تن رنگ در تصاویر ماهوارهای (Field, 1994; Bahrami and Bahrami, 2011) و همچنین مطالعات میدانی، مخروط افکنه مورد مطالعه به سه سطح فسیل، قدیمی و جدید تفکیک شد. با توجه به اینکه بیشترین تجمع ریشه گیاهان و مواد آلی خاک در عمق کمتر از 30 سانتیمتری است، در این تحقیق 24 نمونه خاک از عمق 0 تا 30 سانتیمتری سطح مخروط افکنه جمعآوری شد. نمونهها از موقعیتها (بالادست و پائین دست)، سطوح (فسیل، قدیمی و جدید)، و لندفرمهای سطح جدید (پشته و کانال)، و سطوح فسیل و قدیمی (میاناب و کانال) برداشت شدند. انتخاب کادرهای نمونهبرداری در بالادست و پائین دست سطوح مختلف به صورت تصادفی انجام شد. نمونهبرداری از لندفرمها (میاناب و کانال در سطوح فسیل و قدیمی، و پشته و کانال در سطح جدید) به صورت انتخابی انجام شد. از هر سطح مخروط افکنه (فسیل، قدیمی و جدید)، 8 نمونه نمونه خاک (4 نمونه از بالادست و 4 نمونه از پائین دست) برداشت شد. در هر موقعیت (بالادست و پائین دست) سطوح فسیل و قدیمی، دو نمونه خاک از میانابها و دو نمونه از کانالها برداشت شد. همچنین در هر موقعیت سطح جدید نیز دو نمونه خاک از پشتهها و دو نمونه از کانالها برداشت شد. بعد از انتقال نمونهها به آزمایشگاه، پارامترهای درصد رس، درصد سیلت، درصد ماسه، کربن آلی، Ph، و هدایت هیدرولیکی خاک محاسبه شد. بافت خاک بر اساس روش هیدرومتر انجام شد (Kroetsch and Wang 2008). محاسبه کربن آلی خاک بر اساس روش تیتراسیون والکی بلک (Walkley and Black, 1934) انجام شد. اندازهگیری اسیدیته خاک با استفاده از دستگاه Ph متر انجام شد. در این مطالعه، هدایت هیدرولیکی خاک (K) بر اساس رابطه 1) روش ساکستون (Saxton et al, 1986) انجام شد: رابطه 1) در این رابطه K هدایت هیدرولیکی غیر اشباع (متر در ثانیه) و θ مقدار رطوبت (متر مکعب بر متر مکعب) است که بر اساس روش زیر محاسبه میشود: رابطه 2) جهت مقایسه میانگین پارامترهای مربوط به خاک در موقعیتها (بالادست و پائین دست)، لندفرمهای سطح قدیمی (میاناب و کانال)، و لندفرمهای سطح جدید (پشته و کانال) از آزمون T استفاده شد. جهت مقایسه میانگین پارامترهای مربوط به خاک در سطوح مختلف (قدیمی، فسیل و جدید)، از آزمون ANOVA استفاده شد. نتایج و بحث مخروط افکنه مورد مطالعه از سه سطح فسیل، قدیمی و جدید تشکیل شده است که هرکدام از سطوح از نظر اشکال ژئومورفولوژیکی، متفاوت هستند. سطح فسیل و قدیمی از کانالهای شبکه درختی تشکیل شده است. با این وجود کانالهای سطح قدیمی دارای عمق کمتری نسبت به کانالهای سطح فسیل هستند، که این موضوع بیانگر فرسایش کمتر و سن نسبی کمتر سطح قدیمی در مقایسه با سطح فسیل مخروط افکنه است. الگوی زهکشی در سطح جدید به صورت الگوی شریانی است. سطح جدید دارای مورفولوژی نسبتاً هموار است در حالی که سطوح فسیل و قدیمی دارای مورفولوژی ناهموار و برش یافته میباشند. مشاهدات میدانی نشان داد که رسوبات سطح جدید فاقد ورنی صحرا و آثار هوازدگی هستند در حالی که رسوبات سطح فسیل و قدیمی دچار هوازدگی شدهاند. نتایج نشان میدهد که درصد ماسه از 36 درصد (نمونه شماره 12 در پائین دست سطح فسیل) تا 96 درصد (نمونه شماره 11 در پائین دست سطح فسیل) در سطح مخروط افکنه مورد مطالعه متغیر است. حداکثر مقدار Ph (27/9) مربوط به نمونه شماره 8 در پائین دست سطح جدید و حداقل مقدار Ph (7) مربوط به نمونه شماره 17 در بالادست سطح فسیل مخروط افکنه است. مقدار کربن آلی خاک در تمام نمونهها زیر 1 درصد است و از 07/0 درصد (نمونه شماره 13 در بالادست سطح قدیمی) تا 74/0 درصد (نمونه شماره 20 در بالادست سطح فسیل) متغیر است. مقدار پارامتر هدایت هیدرولیکی خاک (K) از 22/1 (نمونه شماره 15 در بالادست سطح قدیمی) تا 71/13 سانتیمتر در ساعت (نمونه شماره 11 در پائین دست سطح فسیل) متغیر است. دادهها نشان میدهد که بافت رسوبات در بالادست مخروط افکنه مقداری درشت تر از پائین دست مخروط افکنه است. این وضعیت عموما به دلیل کاهش شیب و پخش جریان و در نتیجه کاهش سرعت جریان است که باعث میشود رسوبات درشت در بالادست و رسوبات ریز در پائین دست تهنشین شوند. با وجود بافت درشتتر رسوبات در بالادست، مقدار میانگین هدایت هیدرولیکی در بالادست و پائین دست مخروط افکنه تفاوت معنیداری ندارد. با وجود اینکه مطالعات قبلی نشان دادهاند که خاک لندفرمهای تراکمی در مناطق پائین دست اغلب دارای کربن آلی بیشتری نسبت به خاک لندفرمهای فرسایشی مناطق بالادست است (Vanden Bygaart et al, 2015; Xiao et al, 2015)، دادههای این تحقیق نشان میدهد مقدار کربن آلی خاک در پائین دست مخروط افکنه مورد مطالعه کمتر از بالادست آن است. مقدار کمتر کربن آلی خاک در پائین دست مخروط افکنه را میتوان به رطوبت بیشتر و بنابراین فعالیتهای میکروبی بیشتر خاکهای پائین دست مخروط افکنه نسبت داد به طوریکه این فعالیتها میتوانند باعث تجزیه بیشتر کربن آلی خاک و کاهش آن شوند (Mohseni et al, 2019). نتایج نشان میدهد که کانالهای تشکیل شده در سطوح فسیل و قدیمی مخروط افکنه، دارای بافت بسیار درشتتری از میانابها هست. همچنین بافت خاک در کانالهای سطح جدید نسبت به پشتهها درشتتر است. مقدار میانگین Ph در پائین دست کمتر از بالادست مخروط افکنه است که بیانگر خاکهای قلیایی تر در پائین دست مخروط افکنه است. وجود خاکهای قلیایی تر در پائین دست مخروط افکنه را میتوان به بافت ریزتر خاک در این مناطق و آبشویی کمتر آن نسبت داد. مقدار بیشتر کربن آلی خاک در کانالها نسبت به میانابهای سطوح قدیمی و فسیل را میتوان به پوشش گیاهی متراکم تر کانالها نسبت داد. نتایج آزمون آنوا نشان میدهد که مقدار میانگین هدایت هیدرولیکی خاک در سه سطح قدیم، جدید و فسیل دارای تفاوت معنیداری نیست. مقدار هدایت هیدرولیکی خاک در بالا دست و پایین دست مخروط افکنه به هم نزدیک هستند و اختلاف قابل توجهی ندارند. بررسی آزمون T نشان داد که میانگین هدایت هیدرولیکی خاک در پشتهها و کانالهای سطح جدید مخروط افکنه دارای تفاوت معنیداری است و این موضوع نشان میدهد که میکرولندفرم های پشته و کانال در تفاوت هدایت هیدرولیکی خاک نقش اساسی داشتهاند. نتایج آزمون T همچنین نشان داد که میانگین پارامتر هدایت هیدرولیکی خاک در میانابها و کانالها (در سطوح فسیل و قدیمی مخروط افکنه) دارای تفاوت معنیداری است و این موضوع نشان میدهد که میکرولندفرم های میاناب و کانال در تفاوت هدایت هیدرولیکی خاک نقش اساسی داشتهاند. بررسی رابطه بین پارامترها (ضریب همبستگی پیرسون) نشان میدهد که بین Ph و ارتفاع رابطه منفی معنیداری وجود دارد. بین کربن آلی خاک و ارتفاع رابطه مثبت قوی وجود دارد. هدایت هیدرولیکی با درصد ماسه رابطه مثبت معنیدار دارد، در حالی که با درصد سیلت و رس رابطه منفی معنیداری دارد. نتیجهگیری مخروط افکنه مورد مطالعه در شمال غرب امیریه دارای سه سطح فسیل، قدیمی و جدید است و مورفولوژی و فرایندهای ژئومورفولوژی هرکدام از سطوح مذکور متفاوت است. وجود فرایندها و لندفرمهای ژئومورفولوژی متفاوت در سطوح مختلف و در موقعیتهای مختلف (بالادست و پائین دست) مخروط افکنه باعث تفاوت در ویژگیهای فیزیکوشیمیایی خاک در بخشهای مختلف مخروط افکنه میشود. نتایج بیانگر آن است که مقدار هدایت هیدرولیکی خاک در سطح قدیمی کمتر از سطوح جدید و فسیل است. پائین بودن مقدار هدایت هیدرولیکی خاک سطح قدیمی را میتوان به ثبات بیشتر سطح قدیمی، هوازدگی و افزایش مقدار رس در خاک نسبت داد که باعث کاهش نفوذپذیری و هدایت هیدرولیکی در آن شده است. مقادیر پارامترهای بافت و هدایت هیدرولیکی خاک در لندفرمها (میاناب در مقایسه با کانال و پشته در مقایسه با کانال) دارای تفاوت معنیدار آماری است. این موضوع نشان میدهد که میکرولندفرم های مذکور نقش مهمی در تفاوت هدایت هیدرولیکی خاک ایفا کردهاند. با توجه به اینکه درک بهتر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی خاک نقش مهمی در مدیریت و حفظ خاک و پوشش گیاهی دارد، پیشنهاد میشود برنامه ریزان و مدیران تفاوت پارامترهای کمی خاک در لندفرمهای مختلف، موقعیتهای مختلف، و سطوح مختلف مخروط افکنه ها را مد نظر قرار دهند.