الگوی فضایی- اجتماعی ناآرامی‏های شهر تهران در پائیز 1401

نویسندگان

1 گروه علوم سیاسی، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 گروه علوم سیاسی، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.48308/esrj.2025.238349.1250
چکیده

مقدمه تهران به عنوان کانون سیاسی کشور ایران در چهار دهه گذشته شاهد چندین دوره ناآرامی و اعتراضات اجتماعی با زمینه‏های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بوده که در آن طبقات اقتصادی و اجتماعی مختلفی حضور داشته‏اند. آخرین تجمعات اعتراضی و ناآرامی‏ها مربوط به پاییز 1401 می‏شود. با مرگ دختر 22 ساله در پلیس امنیت اخلاقی تهران در آخرین روزهای تابستان 1401، موجی از ناآرامی‏ها در تهران و دیگر شهرهای ایران آغاز گردید و تا چندین هفته ادامه داشت. این ناآرامی‏ها از نظر الگوی فضایی- زمانی و روش‏های اعتراضی با  ناآرامی‏های دههای گذشته تهران متفاوت بود. به گونه‏ای که می‏توان آن را از منظر فضایی- اجتماعی شکل جدیدی از ناآرامی‏ها و اعتراضات اجتماعی دانست. این مقاله تلاش دارد با استفاده از نظریه پخش فضایی در علم جغرافیا، توزیع، تقویت و گسترش ناآرامی‏های پائیز سال 1401 شهر تهران را تحلیل نماید و الگوی فضایی این ناآرامی‏ها را به دست آورد. براساس این نظریه پدیده‏ها با چند الگو شامل پخش سلسله مراتبی، پخش مجاورتی- سرایتی، پخش تقویتی و پخش فضایی مجدد در فضا و محدوده­های جغرافیایی گسترش می­یابند. هدف این مقاله شناسایی الگوی فضایی پخش و گسترش ناآرامی‏ها در سطح شهر تهران با استفاده از این نظریه است. از سوی دیگر نویسندگان این مقاله تلاش دارند با استفاده از نظریه عمل جمعی، چگونگی ساماندهی و هدایت تجمعات و ناآرامی‏ها را تحلیل کند. در این رویکرد فضای محله و محله‏گرایی چارچوب و زمینه‏های لازم برای عمل جمعی(منافع مشترک، ساماندهی، بسیج و فرصت) را فراهم می‏کند. بنابراین مساله اصلی این پژوهش عبارت است از چیستی الگوی فضایی - اجتماعی ناآرامی‏های پاییز 1401 در شهر تهران و شناسایی جایگاه محله به عنوان یک واحد جغرافیایی و اجتماعی در این ناآرامی‏ها. پاسخ اولیه و فرضیه‏ای که مطرح می‏شود این است که این ناآرامی‏ها نسبت به سال‏های گذشته دارای الگوی فضایی - زمانی متفاوتی بود و منتقدان و مخالفان نیز از ابزراها و روشهای متفاوتی برای اعتراض استفاده کرده‎اند. مواد و روش­ها این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی است و در انجام آن از روش آمیخته در دو بخش کمی (Spatial Statistics Tools) و کیفی (مشاهده میدانی) استفاده شده است. محدود مورد مطالعه در این پژوهش شهر تهران و محله‏های آن بوده است. روش جمع­آوری اطلاعات به دو بخش کتابخانه­ای- اسنادی و میدانی تقسیم می‏شود. در بخش کتابخانه‏ای به دلیل عدم وجود یک منبع مستقل و معتبر که اطلاعات مربوط به ناآرامی‏ها را منتشر کند، نویسندگان از داده‏ها و اخبار منتشر شده در شبکه­های اجتماعی، خبرگزاری‏های بین‏المللی و فضای مجازی استفاده کرده‏اند و برای تائید این اخبار، فراوانی و تکرار آن در شبکه‏های مختلف اجتماعی رصد کرده­اند. در بخش میدانی، حضور در تجمعات در نقش پژوهشگر و برداشت کننده داده به همراه ثبت و ضبط رفتار و شرایط تجمع کنندگان، داده‏های مستقیم و بی واسطه‏ای را در اختیار نویسندگان قرار داد. در نهایت برای شناسایی الگوی ناآرامی‏ها از آزمون K- function در نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی استفاده شده است و در ادامه به منظور بررسی محدوده خوشه­بندی و ارزش­های یک متغیر از تحلیل لکه های داغ، آماره Getis-Ord Gi استفاده شده است. همچنین از شـاخصAnselin Local Moran's  به منظـور مشـخص شـدن میزان خود همبستگی فضایی ناآرامی‏ها بهره گرفته شده است. علاوه بر این به منظور تحلیل دقیق‏تر فضایی از نقشه­های GIS به منظور نشان دادن توزیع و پراکندگی ناآرامی‏ها در شهر تهران استفاده شده است. در بخش کیفی پژوهش از تکنیک مشاهده میدانی، به منظور شناسایی روش‏ها و ابزارهای اعتراض در سطح محلات استفاده شده است. نتایج و بحث نتایج آزمون Ripley's K Function  نشان می‏دهد که الگوی فضای نقاط ناآرامی‏ها به صورت خوشه‏ای در شهر تهران توزیع شده است. آزمون  Getis-Ord Giنیز نشان می‏دهد 38 محله در سطوح اطمینان 90 تا 99 درصد، در محدوده لکه های داغ ناآرامی‏ها قرار گرفته­اند. لکه داغ ناآرامی‏ها در مرکز شهر تهران از محله‏های دانشگاه تهران، ولیعصر، فاطمی، جمالزاده، کشاورز، جهاد، ایرانشهر، فردوسی و انقلاب- فلسطین ایجاد شده است. این لکه‏های داغ عمدتاً در منطقه 6 تهران واقع شده است که دارای بیشترین میزان کاربری‏ آموزشی و موسسات علمی و دانشگاهی است. وجود این کاربری‏ها باعث حضور گسترده جوانان، خانم­ها و دانشجویان شده است که در شکل­گیری ناآرامی‏ها و تجمعات تاثیرگذار بوده است. لکه داغ شرق تهران از محله‏های تهران پارس غرب، نارمک شمالی، علم و صنعت، مجید آباد و قنات کوثر و کالاد تشکیل شده است که عمدتاً دارای کاربری مسکونی و محل سکونت طبقه متوسط جامعه شهری تهران است. در غرب شهر تهران محله‏های صادقیه، طرشت، مرزداران، اباذر، آپادانا، فردوس، ستارخان، تیموری، بیمه و ارم که عمدتاً دارای کاربری مسکونی و محل سکونت قشر متوسط جامعه هستند، لکه داغ ناآرامی‏ها را تشکیل می­دهند. در شمال شهر تهران دو لکه داغ با شدت کمتر نسبت به لکه‏های داغ در مرکز و شرق و غرب تهران تشکیل شده است. یکی از این لکه­های داغ شامل محله‏های ساعی، داوددیه، سید خندان، کاووسیه و نیلوفر می‏شود و لکه داغی که در قسمت شمالی‏تر شهر قرار گرفته شامل محله‏های ولنجک، اوین، ونک، سعادت آباد و دریا می‏شود. ساکنان این محله از طبقه متوسط و بالای جامعه محسوب می‏شوند. پیوستگی فضایی محله‏های قرارگرفته در لکه‏های داغ نشان دهنده پخش مجاورتی و تقویتی در گسترش ناآرامی‏ها است. همچنین آزمون  Anselin Local Moran's Iنشان می‏دهد 16 محله در مرکز، غرب، شرق و شمال شهر تهران داری خود همبستگی فضایی بالای ناآرامی هستند و از عامل همسایگی و مجاورت در گسترش ناآرامی تاثیر پذیرفته­اند. محله‏های دانشگاه تهران، کشاورز، ولیعصر، جمالزاده، فردوسی، ایرانشهر، انقلاب- فلسطین و محله‏های مجاور آنها در مرکز شهر تهران، تعداد بالایی از تجمعات اعتراضی را داشته­اند. در غرب تهران چهار محله صادقیه، ستارخان،  طرشت و مرزداران و محله‏های مجاور آنها تعداد بالایی از تجمعات اعتراضی را در خود و محله‏های مجاور تجربه کرده­اند. در شرق تهران دو محله نارمک شمالی و علم صنعت چنین شرایطی را دارند در نواحی شمالی شهر تهران سه محله داودیه، کاوسیه و اوین خوشه‏هایی را تشکیل داده‏اند که خود و محله‏های پیرامون شان تعداد زیادی از اعترضات را شاهد بوده‏اند و دارای خود همبستگی بالایی می‏باشند. آزمون‏های آماری و تحلیل‏های کمی نشان دادند که خوشه‌های اعتراضی در محله‌های دارای بافت اجتماعی همگن‌تر و طبقه متوسط شهری تشکیل شده‌اند و این ناآرامی‌ها عمدتاً توسط زنان و جوانان، با هدف دستیابی به آزادی‌های فردی و اجتماعی، سازماندهی شده‌اند. برخلاف ناآرامی‏های خشونت آمیز و شدید سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ که عمدتاً دارای زمینه معیشتی و اقتصادی بوده­اند، ناآرامی‏های پاییز 1401 شهر تهران بر محوریت مطالبات اجتماعی و آزادی‌خواهانه متمرکز بوده‌اند. در بخش یافته‏های کیفی، یکی از ویژگی‌های مهم این ناآرامی‌ها، استفاده گسترده از امکانات و ویژگی‌های محله‌ای توسط معترضان بود. محله‌ها با فراهم‌سازی فرصت‌های اجتماعی و فضایی، بستری مناسب برای اعتراضات فراهم کردند. شناخت جغرافیایی و اجتماعی معترضان از محله‌ها، امکان تحرک و جابجایی سریع، فرار از دست نیروهای امنیتی و حتی اعتراضات شبانه از داخل منازل را تسهیل کرده است. در واقع با تاریک شدن هوا امکان مخفی شدن و فرار از دست نیروهای امنیتی برای معترضان بیشتر فراهم است. از سوی دیگر بسیاری از دوربین های نظارتی در سطح شهر دید و نور کافی برای ثبت  و ضبط چهره معترضان را ندارد. علاوه بر این، معترضان با استفاده از روش‌های جدید مانند شعارنویسی در فضاهای عمومی، تخریب یا تغییر نمادهای حکومتی و تجمعات پراکنده در محله‌ها، هزینه‌های امنیتی اعتراض را کاهش و تأثیرگذاری آن را افزایش داده‌اند. بنابراین یکی از ابعاد مکانی- فضایی ناآرامی‏ها تخریب و یا تغییر نمادها و چشم اندازهای شهری است که گفتمان نظام سیاسی حاکم را به مردم یادآوری می­کند. نوشتن شعار بر دیوارهای فضاهای عمومی اعم از پارک‏ها، معابر و تغییر نام خیابان‏ها، کوچه­ها و مخدوش کردن تصاویر رهبران سیاسی- نظامی حکومت از مصادیق روش‏های مبارزه با گفتمان حاکم است که در اعترضات قبلی مشاهده نمی‏شد. این نوع اعتراض گستردگی قابل توجهی در شهر تهران داشت و در مقیاس محله‏ای گسترده شده بود. استفاده از این روش به قدری گسترده است که در برخی از محلات تهران بسیاری از دیوارها رنگی شده است و شهرداری شروع به خط زدن و حذف این شعارها کرده است. علاوه بر این پویایی اعتراضات نیز از ویژگی‌های بارز این ناآرامی‌ها بود. تجمعات اعتراضی، برخلاف گذشته، در سطح محله‌ها پراکنده شدند و معترضان با تغییر مکان تجمع و حضور در نقاط مختلف شهر، فعالیت نیروهای امنیتی را دشوار کردند. در واقع پویایی و تحرک ناآرامی‏ها نقطه قوت معترضان بود. در این ناآرامی‏ها، معترضان عمدتاً در یک مسیر و خیابان شروع به راه رفتن کرده و شعارهای اعتراضی سر می‏دادند. مسیر اعتراض از قبل مشخص نبود و با توجه به شرایط و جو امنیتی و حضور نیروهای پلیس تغییر جهت داده به خیابان‏ها و کوچک‏های فرعی منحرف می‏شد و در جایی دیگر در یک چهارراه یا میدان مجدداً شکل می‏گرفت. همچنین شعارهای شبانه و حرکت‌های اعتراضی از داخل آپارتمان‌ها، ابعاد جدیدی به اعتراضات اضافه کرد که پیش‌تر مشاهده نشده بود. در واقع محله و ویژگی­های جغرافیایی، فضایی و اجتماعی آن شرایط را برای یک عمل جمعی (در اینجا اعتراض) فراهم کرده بود. نتیجه­گیری ناآرامی‌های پاییز ۱۴۰۱ تهران از نظر الگوی فضایی- اجتماعی و روش‌های اعتراضی، تفاوت‌های قابل‌توجهی با ناآرامی‌های گذشته داشت. برخلاف الگوهای خطی و متمرکز سال‌های قبل، این ناآرامی‏ها به ‌صورت نقطه‌ای و خوشه‌ای در سطح محله‌ها رخ دادند. تحلیل‌های آماری نشان داد که لکه‌های داغ ناآرامی‌ها در مرکز، غرب، شرق و شمال تهران قرار داشتند و مجاورت جغرافیایی محلات، نقش مؤثری در گسترش اعتراضات داشت. این الگوی خوشه‌ای نشان‌دهنده تأثیر تقویت و همسایگی در شکل‌گیری تجمعات بود. تغییر الگوی اعتراضات از خیابان‌های اصلی به محله‌ها، واکنشی خلاقانه به برخوردهای پیشین و تلاش برای کاهش هزینه‌های امنیتی معترضان بود. محله‌ها به دلیل بافت اجتماعی همگن، تعاملات اجتماعی نزدیک و شناخت جغرافیایی، بستری مناسب برای سازماندهی و بسیج جمعی فراهم کردند. معترضان از تاکتیک‌های متنوعی مانند تجمعات پراکنده، اعتراضات شبانه، شعارنویسی، و تحرک و جابجایی پی در پی بهره می‏بردند. علاوه بر این گستردگی فضایی ناآرامی‏ها که در برخی از روزها به ناآرامی در چندین محله با فواصل جغرافیایی زیاد از یکدیگر می­انجامید و فضایی به وسعت 60 درصد شهر تهران را در بر می‏گرفت، مدیریت آن را توسط نیروهای امنیتی و انتظامی مشکل کرده بود. نتایج نشان داد که این اعتراضات عمدتاً توسط طبقه متوسط، زنان و جوانان، با هدف دستیابی به آزادی‌های اجتماعی و فردی سازماندهی شده بودند. محله‌ها به‌عنوان واحدهای فضایی- اجتماعی جدید، فرصت‌هایی برای مقاومت و بیان اعتراضات فراهم کردند. این یافته‌ها اهمیت نقش محله‌ها در ناآرامی‌های شهری را برجسته کرده و نشان می‌دهد که محله به بستری کلیدی برای اعتراضات و مقاومت جمعی تبدیل شده است. تحلیل این تحولات می‌تواند به فهم بهتر پویایی‌های اجتماعی و مدیریت ناآرامی‌های شهری در آینده کمک کند.