کارکرد کارگفت‌ها در بازشناسی گفتمان خلافت در نهج البلاغه

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه سمنان

2 دکتری زبان و ادبیات عربی

doi
10.30465/alavi.2025.49619.2664
چکیده

بافت در حوزه متن‌شناسی از مؤلفه‌های اساسی به شمار می‌آید که نقش کارکردی به زبان متن می بخشد. نظریه کارگفت یکی از نظریات کاربردی است که معنای اصلی اظهارات زبانی را وابسته به کاربر آن می‌داند، لذا فهم زبان کاربری شده منوط به دریافت بافت پیرامونی و ایجاد تقابل مثبت بین آن و محتوا می‌باشد. گفتمان خلافت در نهج‌البلاغه به عنوان یک گفتمان تاریخی – سیاسی است؛ از این روی، ضروری بود که این گفتمان در سایه اظهارات زبانی امام(ع) و شرایط بیرونی حاکم بر آنها و بازسازی پس زمینه‌های تاریخی خلافت مورد واکاوی قرار گیرد. پژوهش حاضر سعی دارد با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر نظریه کارگفت و تقسیمات پنج‌گانه جان سرل، زبان کاربری شده در گفتمان خلافت را واکاوی ونقش کارگفت‌ها را در بازشناسی منظور امام تبیین کند. دستاوردهای این پژوهش نشان می‌دهد که گزاره‌های کاربری شده در گفتمان خلافت با بافت بیرونی رابطه بسیار قوی دارند، به طوری‌که زبان از حالت تولیدی صرف خارج و نقش پراگماتیکی به خود گرفته است. کنش‌های درگفته و توان منظوری تأکید، توضیح وتببین، پند و نصحیت و هشدار از بسامد بالایی در اظهارات زبانی امام(ع) بر‌خوردار است که اول این‌که در قالب کارگفت‌های اظهاری، ترغیبی، تعهدی و عاطفی در این گفتمان قابل پی‌جویی هستند، و دوم این‌که این کارگفت‌ها در بیشتر اوقات از طریق استراتژی غیر‌مستقیم و به شکل ضمنی متجلی می‌شوند.