مفهومسازی نامنگاشت "قرآن" در نهجالبلاغه بر اساس نظریهی استعارههای مفهومی لیکاف و جانسون
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران
2 هیات علمی دانشگاه تهران
doi
10.30465/alavi.2025.49983.2674چکیده
مفاهیم دینی عمدتا امور انتزاعی هستند، لکن به مقتضای فهم انسان مادی و ذهن محدودش، با زبان استعاره بیان شدهاند. قرآن معجزهی پبامبر اسلام و یکی از دو ثقلی اکبری است که تمسک به آن سعادت انسان را تضمین میکند. حقیقت قرآن، مفهوم معنوی والایی است و ویژگیهای منحصر بفردی دارد که خارج از چارچوب سخنان معصومین (ع) درک صحیح و جامعی از آن بهدست نمیآید. این پژوهش در پی آن است که کاربست نظریهی استعاره مفهومی در معرفی حقیقت قرآن و خصایص آن را در کلام حضرت علی(ع) در نهجالبلاغه مورد واکاوی قرار دهد. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و بر اساس نظریهی استعارههای مفهومی لیکاف و جانسون تدوین شده است. از یافتههای تحقیق استنباط میشود چون قرآن کریم حقیقت عظیمی است، امام علی(ع) برای شناساندن مفاهیم والای آن به مخاطب، از ابزارهای مختلف زبانی بهره برده تا مفاهیم انتزاعی پرشماری قرآن را به مخاطب خود بفهماند. از رهگذار این پژوهش دانسته شد که در نهج البلاغه ۱۴ استعاره مفهومی برای معرفی قرآن و ویژگیهای والای آن به کار رفته که امیر المؤمنین (ع) در هر استعاره مولفههایی را در حوزه مبدا که نزد مخاطب شناخته شدهتر بوده، در نظر گرفته و آنها را به قرآن کریم نسبت داده است.