تخمین کریجینگ مقاطع بهمنظور مدلسازی و ارزیابی ذخیره معدنی (مورد مطالعه: کانسار سرب و روی عمارت)
نویسندگان
1 گروه مهندسی معدن، دانشکده مهندسی علوم زمین، دانشگاه صنعتی اراک، اراک، ایران
2 گروه مهندسی معدن، دانشکده مهندسی علوم زمین، دانشگاه صنعتی اراک، اراک، ایران
doi
10.48308/esrj.2024.236155.1229چکیده
مقدمه مدلسازی توزیع فضایی عیار و تخمین ذخیره کانسار، مهمترین مسئله و هدف اصلی عملیات اکتشاف است. این نوع مدلسازی با استفاده از روشهای مختلفی انجام میشود که به میزان، نوع و روش کارهای اکتشافی انجام شده و اطلاعات اکتشافی در دسترس، بستگی دارد. در شرایطی که ماده معدنی یک کانسار بصورت قائم و یا با شیب زیاد باشد؛ وضعیت ژئومورفولوژی منطقه بهگونهای باشد که منطقه کوهستانی بوده، دارای ارتفاعات بلند و توپوگرافی خشن باشد؛ استقرار دکل و دستگاه عملیات حفاری و در نتیجه انجام حفاری اکتشافی مشکل یا غیرممکن باشد و نیز میزان ارتفاع و حجم روباره (باطله سطحی) پوشاننده روی سطح ماده معدنی خیلی زیاد باشد، عملیات اکتشاف کانسارها بوسیله کارهای اکتشافی زیرزمینی همانند تونلهای اکتشافی صورت میگیرد. در واقع در چنین شرایطی در مورد اغلب مواد معدنی، در راستای قائم پیوستگی وجود دارد و تغییرات، بیشتر در راستای سطوح افقی است. در پژوهش حاضر مدلسازی بلوکی و تخمین ذخیره زمینآماری کانسار سرب و روی عمارت واقع در استان مرکزی با روش لاگکریجینگ با رویکردی متفاوت و تکنیکی ظریف صورت گرفته است. برای دستیابی به هدف ابتدا پردازش، مدلسازی و تخمین زمینآماری دادههای عیارسنجی مجموع سرب و روی حاصل از حفر تونلهای اکتشافی در ترازهای ارتفاعی مختلف بهطور جداگانه و بصورت دوبعدی صورت گرفته، سپس بهکمک نتایج حاصل از این مرحله، فرآیند تخمین برای کل کانسار بصورت سهبعدی انجام شده است. چنین رویکردی برای تخمین زمینآماری عیار و ذخیره یک کانسار که با کارهای اکتشافی زیرزمینی مورد اکتشاف قرار گرفته است، قبلاً در هیچ پژوهشی گزارش نشده است. مواد و روشها کانسار مورد مطالعه و دادههای اکتشافی در دسترس کانسار سرب و روی عمارت در فاصله حدود 45 کیلومتری جنوبغرب شهرستان اراک، بین طولهای جغرافیایی ¢30 °49 تا ¢45 °49 شرقی و عرضهای جغرافیایی ¢45 °33 تا ¢0 °34 شمالی در منطقهای با ارتفاع ۲۱۸۰ متر از سطح آب دریا قرار دارد. توپوگرافی منطقه عمارت بسیار ناهموار میباشد؛ چینهشناسی یکنواخت، چینخوردگی شدید، فقدان سنگهای آذرین و استراتیباندبودن از ویژگیهای زمینشناسی منطقه است که جهت چینخوردگیها مطابق با روند چینخوردگی زاگرس میباشد. کانسار سرب و روی عمارت بر روی پهنه تکتونیکی سنندج- سیرجان و کمربند فلززایی سرب و روی ملایر- اصفهان واقع شده است. واحدهای زمینشناسی منطقه عموماً واحدهای رسوبی کربناته و شیل و مارن متعلق به دوره ژوراسیک تا کرتاسه همراه با چینخوردگی و گسلش است که از دامنههای شیبدار تشکیل شدهاند. بهطورکلی کانسار سرب و روی عمارت یک ناودیس شکنجی با امتداد شمالغرب - جنوبشرق است که طول آن 5/1 کیلومتر و عرض آن از 250 متر تا 850 متر متغیر است. در کانسار عمارت، ماده معدنی سرب و روی درون یک لایه سیلیسی آهکی در مرز یک نوار سنگآهک تودهای خاکستری تیرهرنگ در کمرپایین و یک لایه شیلی کرتاسه در کمربالا قرار دارد. این تشکیلات متعلق به کرتاسه تحتانی یا میانی است. در کانسار سرب و روی عمارت فعالیتهای زیادی شامل حفر تونلهای اکتشافی و استخراجی افقی و دستکها با طول مجموع 11000 متر در شش تراز ارتفاعی با اختلاف ارتفاع حدود 10 متر صورت گرفته و دادههای عیارسنجی عناصر سرب و روی 1238 نمونه برداشتشده از تونلها در دسترس است. روش کریجینگ مقاطع از نقطهنظر ابعادی، در مورد دادههای برداشتشده دوبعدی همانند دادههای عیارسنجی نمونههای سطحی، عملیات پردازش و تخمین زمینآماری با روش کریجینگ، بصورت دوبعدی انجام میشود. مواردی هم وجود دارند که در آنها اگرچه برداشت دادهها بصورت سهبعدی است، اما بهتر است تخمین زمینآماری ابتدا در راستای یک سری سطوح دوبعدی انجام شود، سپس نتایج تخمین حاصل از سطوح مختلف، با یکدیگر تلفیق شده و مدل سهبعدی نهایی تولید گردد. به این نوع از تخمین کریجینگ، کریجینگ مقطعی گفته میشود که میتواند در راستای یک سری مقاطع افقی یا قائم صورت گیرد؛ البته استفاده از آن در مورد مقاطع افقی منطقیتر و مطلوبتر است. از آنجایی که در اینگونه موارد در فاصله بین دو سطح متوالی و مجاور هم، عملاً هیچ نمونه و در نتیجه هیچگونه دادهای وجود ندارد و تمامی دادههای مورد پردازش و تخمین، مربوط به نمونههای برداشتشده از سطوح دوبعدی هستند، بنابراین میزان ارتباط فاصلهای و فضایی دادههای هر سطح با یکدیگر بیشتر است و میزان پیوستگی کانسار در هر سطح، بهتر نمایان میشود. روش لاگکریجینگ اگر توزیع آماری دادههای مورد استفاده از نوع نرمال نباشد، نمیتوان روشهای تخمین کریجینگ خطی را بهکار گرفت، زیرا در این حالت اثر تناسب واریانس با میانگین وجود خواهد داشت و ناهمسانگردی دروغین در واریوگرامهای امتدادی پدیدار میشود. در این صورت بهتر است که دادهها با یک روش تبدیل مناسب همانند تبدیل لگاریتمی نرمال شوند تا بتوان روشهای خطی را برای تخمین به کار برد. بعد، عملیات تخمین با روش کریجینگ معمولی (یا ساده) بر روی لگاریتم دادهها اعمال میشود و سپس مقادیر تخمینزدهشده با یک تبدیل معکوس، به مقادیر واقعی تبدیل میگردد. به این روش کریجینگ غیرخطی، لاگکریجینگ گفته میشود. نتایج و بحث بر اساس پردازش آماری دادههای عیارسنجی مجموع سرب و روی برای ترازهای ارتفاعی 2032، 2024، 1998، 1988، 1978 و 1968-1964 متر بهطور جداگانه، توزیع دادهها از نوع لاگنرمال بود که با تبدیلهای لگاریتمی دو و سهپارامتری به حالت نرمال تبدیل شدند. همچنین رسم نمودار انحرافمعیار در مقابل میانگین دادههای عیارسنجی مجموع سرب و روی ترازهای ارتفاعی مختلف کانسار، اثر تناسب واریانس با میانگین را نشان داد. برای تجزیه و تحلیل ساختار فضایی منطقه، واریوگرامهای امتدادی افقی برای هر تراز ارتفاعی بهصورت مجزا با آزیموتهایی در بازه 25 تا 135 درجه ترسیم شد و دو واریوگرام افقی بهتر در راستاهای عمود بر هم انتخاب شدند. با توجه به لاگنرمال بودن توزیع دادههای عیارسنجی، بهمنظور اجتناب از پیدایش ناهمسانگردی دروغین، واریوگرافی برای مقادیر دادههای عیارسنجی مجموع سرب و روی تبدیلیافته انجام شد. تمامی مدلهای تئوری واریوگرام منطبق بر واریوگرامهای تجربی، از نوع کروی بوده و واریوگرامهای امتدادی در جهات مختلف دارای سقف یکسان ولی شعاع تاثیر متفاوت هستند؛ بنابراین منطقه مورد مطالعه دارای ناهمسانگردی از نوع هندسی میباشد. به کمک واریوگرافی ترازهای ارتفاعی مختلف و تعیین شعاعهای بیضی جستجو، تخمین عیار هر تراز ارتفاعی با روش زمینآماری لاگکریجینگ مقاطع برای بلوکهای 10×10 متر انجام شد و نقشه همعیار حاصل از فرایند تخمین ترسیم گردید. مطابق نقشههای همعیار در اغلب ترازهای ارتفاعی کانسار سرب و روی عمارت، عیار ماده معدنی در نیمه شرقی از نیمه غربی بالاتر است. سپس با رویکرد اعتبارسنجی متقابل به روش جکنایف و ترسیم نقشههای خطای تخمین کریجینگ هر تراز ارتفاعی، اعتبار فرآیند تخمین اثبات شد. در این روش اعتبارسنجی بر اساس مدل واریوگرام، هر بار یکی از دادههای ورودی (معلوم) با استفاده از نمونههای همسایگی اطراف آن نمونه به روش کریجینگ تخمین زده میشود و مقادیر تخمینی با مقادیر واقعی مقایسه میشوند. به عبارت دیگر هر مقـدار معلومی با فـرض ایـنکه مقدار آن مجهول است، تخمین زده میشود. در این راستا، میزان ضریب تعیین رگرسیون بین مقادیر عیار واقعی با تخمینی در تمامی موارد به جز تراز ارتفاعی 2024، مقداری بیش از 5/0 میباشد که نشاندهنده همبستگی خوب بین دادههاست. بنابراین تخمین صورت گرفته از درجه اعتبار مطلوبی برخوردار است. برای ایجاد مدل بلوکی کانسار، از یک مدل شبکهای اولیه به ابعاد 265×530×1110 متر با سلولهای 10×10×10 متری و دادههای عیارسنجی تخمینی ترازهای ارتفاعی مختلف به کمک الگوریتم عکس فاصله وزندار پیشرفته استفاده شده است. ابعاد بلوکها براساس اندازه و ابعاد و مساحت سطح گسترش ماده معدنی در هر تراز ارتفاعی و نیز فاصله بین ترازهای ارتفاعی کانسار، 10×10×10 متر انتخاب شد. در الگوریتم عکس فاصله وزندار پیشرفته امکان وزندهی فاصله با توان متفاوت در جهات مختلف وجود دارد. در این مورد به دادههای در راستاهای افقی (تونلهای اکتشافی در هر تراز ارتفاعی) به دلیل تغییرپذیری بیشتر، وزن دو و در راستای قائم (فاصله بین ترازهای ارتفاعی مختلف) وزن یک نسبت داده شد. درنهایت ردههای مختلف ذخایر قطعی، احتمالی و ممکن کانسار بهازای هفت عیارحد 4، 5/4، 5، 5/5، 6، 5/6 و 7 درصد تعیین شد. براساس نمودار عیار- تناژ کل کانسار برای ردههای مختلف ذخایر قطعی، احتمالی و ممکن، نمودارهای ذخیره قطعی و متوسط عیار نظیر ذخیره قطعی کانسار به ازای عیارحدهای مختلف، دارای تغییرات کم هستند و با فاصله اندک از یکدیگر قرار دارند. تغییرات اندک و حالت تقریباً افقی این دو نمودار به دلیل بالا بودن عیار مجموع سرب و روی کانسار در بخش ذخیره قطعی است که با استفاده از فعالیتهای اکتشافی بیشتری اکتشاف شده و خطای تخمین آن نیز کمتر است. نتیجهگیری در این پژوهش از رویکردی نوین برای تخمین زمینآماری عیار و میزان ذخیره کانسار سرب و روی عمارت استفاده شد. برای دستیابی به هدف، براساس دادهکاوی ترازهای ارتفاعی مختلف کانسار، ابتدا تخمین دوبعدی زمینآماری با روش لاگکریجینگ مقاطع برای هر تراز ارتفاعی بهطور جداگانه صورت گرفت و سپس مدل بلوکی سهبعدی کانسار ایجاد شد. در واقع در این پژوهش دادههای اکتشافی موجود در سطوح افقی در ترازهای ارتفاعی مختلف کانسار سرب و روی عمارت، از طریق واریوگرافی و تخمین زمینآماری دوبعدی، به کمک بلوکبندی و ساخت مدل بلوکی، به فضای سهبعدی تعمیم داده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان میدهند که در برخی از موارد برحسب شرایط کانسار مورد مطالعه و نوع فعالیتهای اکتشافی انجامشده، میتوان عملیات مدلسازی و تخمین ذخیره کانسار را با استفاده از روشهای نوین و دقیق زمینآماری بهطور سادهتر و البته با دقت مطلوب انجام داد. این فرآیند، با رویکرد کاهش بعد فضای تخمین و سپس تبدیل فضای تخمین از دو به سهبعد انجام میگیرد. نتایج این پژوهش برای تمام کاربران علوم زمین شامل زمینشناسان، مهندسین اکتشاف و استخراج معدن مفید خواهد بود.