پهنهبندی وقوع خطر زمین لغزش با استفاده از مدلهای جنگل تصادفی و ماشین بردار پشتیبان (مطالعه موردی: حوضه آبخیز تالار)
نویسندگان
1 گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
3 گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.48308/esrj.2025.236839.1234چکیده
مقدمه زمین لغزش پدیدهای ژئومورفولوژیکی با پتانسیل بالای خسارات جانی و مالی میباشد که در اثر حرکت ناگهانی و سریع توده خاک، سنگ و سایر مواد در دامنههای با شیب کم تا متوسط به سمت پائین دامنه رخ میدهد. این پدیده در زمره مخربترین حوادث طبیعی در مناطق شیبدار محسوب میشود. با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع، مقاله حاضر به پهنهبندی خطر وقوع زمین لغزش در حوضه تالار اختصاص دارد. مطالعات انجامشده در کشورهایی با شرایط اقلیمی مشابه، تجارب و چشماندازهای جهانی در خصوص پهنهبندی خطر وقوع زمین لغزش میتوانند به بهترین شکل در برنامهریزی برای مدیریت و کاهش خسارات کمک نمایند. نزدیک به 70 درصد وسعت سرزمینی ایران ارتفاع بالای 1000 متر (Zomordian, 2004) و 34 درصد، شیب بالای 10 درصد دارند (Jedari Eyvazi, 1995). این مساله، بیانگر آن است که ایران کشوری کوهستانی و مستعد وقوع حرکات دامنهای میباشد. نئوتکتونیک فعال به همراه سازندهای جوان دوران سوم زمینشناسی و شرایط آب و هوایی، زمینه را برای تسهیل وقوع حرکات دامنه به ویژه زمین لغزش مهیا میکند. در این میان، حوضه آبخیز تالار نیز با دارا بودن شرایط کوهپایهای و کوهستانی در قسمتهای مرکزی و جنوبی حوضه، مستعد وقوع زمین لغزش میباشد. ارتفاعات بلند البرز مرکزی و درههای عمیق از ویژگیهای اصلی ناهمواریهای این منطقه هستند. پوشش گیاهی منطقه شامل جنگلهای هیرکانی، مراتع کوهستانی و زمینهای کشاورزی است. اقلیم حوضه تالار معتدل و مرطوب است. بارش سالانه در این منطقه به طور متوسط بین 200 تا 1000 میلیمتر متغیر است و بیشترین بارش در فصول پاییز و زمستان رخ میدهد. این منطقه به دلیل بارشهای فراوان و توپوگرافی خاص، مستعد وقوع سیلابها و زمین لغزشها است. حوضه آبخیز تالار دارای تنوع زمینشناسی قابل توجهی است. سنگهای آهک و شیست از جمله سنگهای غالب این منطقه میباشند. به دلیل وجود گسلهای فعال و ساختارهای زمینشناسی پیچیده، پتانسیل منطقه جهت وقوع زمینلغزشها و رانشهای زمین بالا میباشد. تغییرات کاربری زمین، جنگلزدایی، آلودگی منابع آب و وقوع زمینلغزشها از جمله مشکلات اصلی این منطقه هستند. اقدامات حفاظتی و مدیریتی برای کاهش اثرات منفی این مشکلات ضروری است. با توجه به تنوع و پیچیدگیهای طبیعی، اقلیمی و انسانی این منطقه، شناخت دقیق ویژگیهای محیطی میتواند به برنامهریزی بهتر و مدیریت منابع طبیعی و زیستمحیطی کمک کند. هدف از پژوهش حاضر آن است تا با بهرهگیری از دادههای گذشته زمین لغزش و بررسی عوامل موثر بر وقوع این پدیده ژئومورفولوژیکی، با استفاده از روشهای جنگل تصادفی و بردار پشتیبان نقشه پهنهبندی زمین لغزش تهیه گردد و در ادامه دقت و کارایی مدلهای مذکور را در پیشبینی و شناسایی مناطق مستعد زمین لغزش با استفاده از منحنی ROC ارزیابی کند. متاسفانه با توجه به حساسیت بالای سازندهای دامنه شمالی البرز و تمایل مهاجران غیر بومی جهت سکونت و گذران اوقات فراغت در دامنههای کوهستانی و ییلاقی مشرف به جلگه در حوضه تالار، شرایط جهت تغییرات فاحش در کاربری اراضی فراهم شده است که در صورت وقوع زمین لغزش، خساراتهای بالای جانی و مالی غیر قابل جبرانی به همراه خواهد داشت. لذا بررسی و شناسایی پهنههای خطر زمین لغزش میتواند جهت آگاهی بخشی و کنترل لندفرمها در مواجهه با فرایندهای دامنهای حوضه تالار موثر واقع شود. از طرفی مدلهای مذکور بهطور جداگانه یا در کنار سایر مدلها در پهنهبندی خطر زمین لغزش استفاده شدهاند اما مقایسه کارایی دو مدل مذکور جهت شناسایی بهترین مدل، در محدودهای با شرایط محیطی نیمه مرطوب شمال کشورصورت نگرفته است. مواد و روشها منطقه مورد مطالعه حوضه آبخیز تالار یکی از ده حوضه بزرگ در بخش مرکزی استان مازندران، با مساحت 4/3227 کیلومترمربع در استان مازندران و جنوب شهر قائمشهر واقع شده است. حداقل و حداکثر ارتفاع این حوضه بین 26- تا 4002 متر از سطح دریای آزاد و میانگین ارتفاع حوضه 767 متر میباشد. واحدهای ناهمواری حوضه در سه کلاس جلگه (تا 200 متر)، تپه (200-500 متر) و کوهستان (بیش از 500) قابل تفکیک است. از آنجایی که در رخداد زمین لغزش عوامل گوناگونی موثر است لذا در این پژوهش از عوامل و متغیرهای طبیعی همچون عوامل توپوگرافی شامل ارتفاع، درجه شیب، جهت شیب، شاخص رطوبت توپوگرافی، انحنای پروفیل و پلان، به همراه فاصله از رودخانه ها، فاصله از گسل، سنگشناسی، بارش، شاخص پوشش گیاهی نرمال شده (NDVI) و عوامل انسانی نظیر فاصله از جاده و کاربری اراضی استفاده شده است. برای تولید لایههای ارتفاع، درجه شیب، جهت شیب، شاخص رطوبت توپوگرافی، انحنای پروفیل، انحنای پلان و فاصله از رودخانهها از مدل رقومی ارتفاع با پیکسل اندازه 30 متری سازمان زمینشناسی ایالات متحده آمریکا (USGS) استفاده شده است. برای تولید لایههای فاصله از گسل و سنگشناسی، از نقشه 100000/1 زمینشناسی سازمان زمین شناسی ایران کمک گرفته شد. برای تولید لایه خطوط هم بارش از داده های ایستگاه های باران سنجی حوضه تالار استفاده شده است. برای تهیه لایه پوشش گیاهی (NDVI) از شاخص پوشش گیاهی و جهت تهیه لایه کاربری اراضی از تصاویر ماهواره لندست سنجنده OLI با روش طبقهبندی نظارت شده حداکثر احتمال در نرم افزار Envi5.6 بهره گرفته شد. با استفاده از دستگاه سیستم موقعیت یاب جهانی(GPS)، لایه پراکنش نقاط رخداد زمین لغزش تهیه شد. جهت انجام این کار ابتدا با برداشت میدانی، موقعیت مکانی زمین لغزشهایی که دسترسی فیزیکی به آنها میسر بود توسط GPS ثبت شد. البته به دلیل شرایط توپوگرافیکی محدوده مورد مطالعه و به دلیل صعب العبور بودن و عدم دسترسی، از نرم افزار گوگل ارث برای شناسایی برخی از نقاط لغزشی استفاده شد و در نهایت تعداد 61 نقطه لغزشی در محدوده مورد مطالعه برداشت و ثبت گردید. 70 درصد نقاط (43 نقطه) به عنوان نقاط آموزشی و 30 درصد نقاط (18 نقطه) برای اعتبارسنجی مدل به صورت تصادفی انتخاب شدند. از دادههای آموزشی جهت مدلسازی و از دادههای اعتبارسنجی برای صحت سنجی استفاده شد. جهت پهنهبندی و مدلسازی زمین لغزشها از دو روش جنگل تصادفی و ماشین بردار پشتیبان استفاده شده است. نتایج و بحث در بررسی متغیرهای طبیعی و انسانی مشخص گردید، 56 درصد زمین لغزشها در ارتفاعات بین 436 تا 1126 متر رخ دادهاند. بیش از 78 درصد زمین لغزشها در شیبهای بالای 25 درجه مشاهده میشوند. 49 درصد زمین لغزشها در دامنههای با جهت شرق، شمال شرق و 38 درصد در جهتهای جنوب و جنوب غرب اتفاق افتادهاند. 75 درصد زمین لغزشها بر روی سنگهای شیل، ماسه سنگ، کنگلومرا و مارن در سازندهای TRJsو Mm,s,l رخ دادهاند. دامنههای با انحنای کم تا متوسط با فراوانی 50 درصد بیشترین همپوشانی را با لغزشهای رخ داده، نشان میدهند. از نظر شاخص رطوبت توپوگرافی خاک، 80 درصد زمین لغزشها در مقادیر بالای 6/1 تا 8 شاخص قرار میگیرند. حدود 64 درصد زمین لغزشها در فاصله صفر تا 3/1 کیلومتری از رودخانهها قرار دارند و 51 درصد زمین لغزشهای محدوده مورد بررسی، در فاصله صفر تا 600 متری از جادهها رخ دادهاند. حدود 78 درصد زمین لغزشها در فاصله 5/2 کیلومتری از گسلها واقع شدهاند. تقریبا 50 و 45 درصد زمین لغزشهای ثبت شده، به ترتیب در اراضی مرتعی و جنگلی موجود در حوضه مورد مطالعه مشاهده میشوند. با توجه به مقادیر بالای بارش در کل حوضه، نقاط لغزشی قابل مشاهده میباشد اما از نظر فراوانی زمین لغزشها، 30 درصد تعداد زمین لغزشها در مناطق با بارش بیشتر از 581 میلیمتر مشاهده میشود. با توجه به نتایج پهنهبندی و اطلاعات دریافتی، در مدل RF بیشترین طبقه خطر به خطر خیلی کم با 54 درصد فراوانی تعلق دارد و طبقه خطر زیاد در این مدل معادل 4/18 درصد میباشد. اما در مدل SVM طبقه خیلی کم با فراوانی 6/40 درصد بیشترین گسترش را نشان میدهد و طبقه خطر خیلی زیاد معادل 11 درصد کل حوضه را به خود اختصاص داده است. 70 درصد از 61 نقطه رخداد زمین لغزشی، جهت آموزش (Training) مدل و 30 درصد نقاط جهت صحت سنجی (Validation) مدل، به صورت تصادفی انتخاب شدند تا بتوان دقت مدل را با دادههایی که در فرآیند آموزش استفاده نشدهاند، ارزیابی نمود. نتایج ارزیابی در محدوده مورد مطالعه نشان داد که مقدار سطح زیرمنحنی در مدل SVM و RF به ترتیب برابر 12/87 و 27/85 است. که با توجه به طبقهبندی ارائه شده برای سطح زیر منحنی (1-9/0 عالی، 9/0-8/0 خیلی خوب، 8/0-7/0 خوب، 7/0-6/0 متوسط و 6/0-5/0 ضعیف)، هر دو مدل دارای دقت خیلی خوب هستند، اما در مقایسه میتوان گفت که پهنهبندی زمین لغزش حاصل از مدل ماشینبردار پشتیبان در منطقه مورد مطالعه از میزان دقت بالاتری برخوردار بوده است. به نظر میرسد اختلاف ناچیز در اعتبار مدلهای مورد بررسی به به تفاوت در تعداد و نحوه وزن دهی معیارها و همچنین اختلاف شرایط آب و هوایی حوضههای مورد مطالعه، مرتبط باشد. نتیجهگیری محدوده مورد بررسی با 61 پهنه لغزشی از مناطق بسیار حساس به زمین لغزش میباشد که با توجه به فعالیتهای روز افزون انسانی، وقوع این حرکت افزایش چشمگیری داشته است. برای ارزیابی مناطق مستعد زمین لغزش از 12 عامل موثر بر وقوع زمین لغزش (ارتفاع، شیب، جهت شیب، بارش، فاصله از رودخانه، فاصله از گسل، فاصله از جاده، شاخص پوشش گیاهی، رطوبت توپوگرافی خاک، شاخص انحناء، سنگشناسی و کاربری اراضی) بهره گرفته شد. همپوشانی نقاط لغزشی و لایههای عوامل موثر نشان داد که قسمتهای پائین دست حوضه به دلیل شیب ملایم و ارتفاع کم، جنس سنگهای تشکیل دهنده، حساسیت کمتری به وقوع زمین لغزش دارند و در مقابل قسمتهای میانی و بالادست حوضه تالار به دلیل شرایط کوهپایهای و کوهستانی، با ارتفاع و شیب زیاد و سازندهای حساس، بر شرایط بسیار مساعدتر جهت وقوع زمین لغزش دلالت دارد. نتایج حاصل از مدل جنگل تصادفی مناطق با خطر خیلی زیاد و زیاد را به ترتیب معادل 4/18 و 9/14 درصد نشان میدهد. این در حالی است که نتایج حاصل از مدل ماشین بردار پشتیبان، بر مناطق با خطر زمین لغزش خیلی زیاد و زیاد، به ترتیب معادل 11 و 7/16 درصد از منطقه دلالت دارد. در حوضه آبخیز تالار، کلاسهای با خطر خیلی زیاد و زیاد عمدتا در بخشهای مرتفع جنوبی و مرکز منطقه با شیب زیاد و در حواشی رودخانهها، آبراههها و جادهها منطبق میباشد. مقایسه مدلهای مذکور نشان داد که هر دو مدل کارایی بالایی در پهنهبندی وقوع زمین لغزش دارند اما نتایج ارزیابی منحنی راک نشان داده که مقدار سطح زیرمنحنی به دست آمده برای مدلهای ماشین بردار پشتیبان و جنگل تصادفی به ترتیب برابر 1/87 و 3/85 است. که با توجه به طبقهبندی ارائه شده برای سطح زیر منحنی، مدل ماشین بردار پشتیبان از میزان دقت بالاتری در پهنهبندی حساسیت زمین لغزش در منطقه مورد مطالعه برخوردار میباشد. با توجه به نتایج به دست آمده از دو مدل، به طور میانگین بیش از 40 درصد حوضه در خطر متوسط تا خیلی زیاد از لحاظ وقوع زمین لغزش قرار دارند و لزوم برنامهریزی جهت مدیریت حوضه و توجه بیش از پیش به این پدیده ضروری به نظر میرسد.