نقش بینامتنی حکمتهای امام علی(ع) در ساختار ادبی و تعلیمی قابوسنامه بر اساس نظریه ژرار ژُنت
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
doi
10.30465/alavi.2024.49773.2668چکیده
آموزههای حکیمانه امام علی(ع) همواره در ادبیات فارسی مورد استفادة شاعران و نویسندگان بودهاست. عنصرالمعالی نیز با اتّکا به دانش گستردة خود از فرهنگ و تمدّن اقوام مختلف و آبشخورهای دینی، مجموعهای بسیار غنی از امثال و حکم، بویژه حکمتهای علوی را به تناسب موضوعات و ابواب قابوسنامه، به زبانی ساده و جذّاب استفاده کردهاست. همین تنوّع فکری، فرهنگی و ادبی به همراه صمیمیّت فروتنانة نویسندة کتاب، از دلایل اقبال اقشار و اقوام مختلف به این کتاب بودهاست. اشتمال بر امثال و حکم و تمثیلات به عنوان بخشی از پیکرة زبانی، فرهنگی، تمدّنی و دانش دایرهالمعارفی مخاطب، ارزش ادبی بالا و کثرت مخاطبان را برای کتاب قابوسنامه درپیداشتهاست. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی به مطالعة قابوسنامه در پرتو آموزههای تربیتی امام علی(ع) و نظریّة ژرار ژنت پرداخته، به این نتیجه رسیدهاست که کاربستِ آموزه های جهانشمول آن حضرت به دلیل حیثیّت والای فرمی و محتوایی، جنبة اقناعی و ترغیبی بالایی را برای قابوسنامه به ارمغان آوردهاست. بسامد بالای موضوعاتی چون عدالت، سیاست، اقتصاد، برنامهریزی، رعایت ارزشها و حقوق انسانی نشانگر تأثیر ابعاد گستردة آموزههای آن حضرت در تکوین دیدگاه ادبی-تعلیمی عنصرالمعالی به طریق بینامتنیّت است. جامعیّت موضوعی، مضمونی و تربیتی قابوسنامه نیز متأثّر از جامعیّت آموزههای امام علی(ع) است.