اثر شاخصهای مرکزیت تجارت جهانی بر رشد اقتصادی: رهیافت شبکههای پیچیده وزنی (مورد مطالعه کشورهای منتخب آسیا و CIS)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم اقتصادی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.
2 دانشیارگروه علوم اقتصادی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.
3 دانشیار اقتصاد بینالملل، گروه مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد مبارکه، مبارکه، ایران.
doi
10.30473/egdr.2023.65067.6565چکیده
مطالعات اخیر در مورد شبکههای پیچیده در تجارت بینالملل نشان میدهد که تعداد شرکاء، شدت تجارت، اتصالات غیرمستقیم تجاری و موقعیت مرکزی هر شریک در شبکه تجارت جهانی نقش بسزایی در رشد اقتصادی دارند. رویکرد تحلیل شبکه در بررسی اثر تجارت بر رشد اقتصادی، قادر است برخلاف روشهای مرسوم و دو جانبه که تنها روابط تجاری مستقیم را مورد مطالعه قرار میدهد، روابط تجاری غیرمستقیم (کشورهای واسطه در تجارت) در تعاملات بینالمللی را شناسایی و اندازهگیری کند. این پژوهش با هدف بررسی اثر شاخصهای مرکزیت تجارت جهانی بر رشد اقتصادی، با استفاده از دادههای تابلویی 42 کشور منتخب آسیایی و مشترک المنافع در دو مرحله انجام شده است. در ابتدا پس از ساخت ماتریسهای جهتدار وزنی تجارت و محاسبه شاخصهای مرکزیت کشورها برای سالهای منتخب، اثر شاخصهای مذکور را به عنوان متغیر توضیحی تجارت بر رشد اقتصادی بررسی و با تأثیر متغیر درجه باز بودن تجارت مقایسه شده است. نتایج حاکی از آنست که شاخصهای مرکزیت حاصل از شبکه تجارت جهانی، ضمن اثرگذاری بیشتر، توضیح دهندگی بهتری بر رشد اقتصادی در مقایسه با شاخص مرسوم درجه باز بودن تجارت نشان میدهد، ضمن اینکه در این میان دو شاخص مرکزیت نزدیکی به دلیل نقش هستهای در شبکه و درهم تنیدگی روابط تجاری و شاخص بردار ویژه به دلیل ایجاد رابطه با کشورهایی که خود با شرکای با اهمیت در شبکه در ارتباط هستند، از اهمیت بیشتری بر رشد اقتصادی برخوردارند.