کلمات مرکب مختوم به ستاک گذشته فعل از منظر صرف ساختی: مورد ستاک «بست».

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان‌شناسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دانشیار زبان‌شناسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.48311/LRR.16.2.9
چکیده

پژوهش حاضر به بررسی کلمات مرکب مختوم به ستاک گذشتۀ «بست» در چارچوب صرف ساختی می‏پردازد. این پژوهش تلاش دارد تا تنوعات معنایی و نظام طرح‌واره‏ای در واژه‏های حاصل از این ساخت را در چهارچوب صرف ساختی بررسی کند. داده‏های پژوهش حاضر شامل 51 کلمه مرکب و ۱۷۹۱ جمله شاهد از پیکرۀ‏ درزمانی فرهنگیار زبان فارسی موجود در فرهنگستان زبان و ادب فارسی، پیکرۀ هم‌زمانی پایگاه دادگان زبان فارسی موجود در پژوهشگاه علوم انسانی، پیکرۀ بی‏جن‏خان، فرهنگ جغرافیای ایران، فرهنگ زانسو (1372)، فرهنگ دهخدا (1377)، وبگاه ویکی‏پدیای فارسی و جست‌وجوگر گوگل به‌دست آمده است. با بررسی داده‏ها مشخص شد که واژه‏های دارای ساخت [X- بست] می‏توانند به صورت بالفعل و بالقوه در سه مقولۀ معنایی اسم کنش، اسم مکان و اسم ابزار قرار بگیرند. این تنوعات معنایی ماهیتی نظام‏مند دارند، چراکه صرفاً متعلق به یک یا چند واژه نیستند، بلکه تمامی واژه‏های دارای این ساخت در دست‌کم یکی از این مقوله‏ها جای می‏گیرند و می‏توان شکل‏گیری آن‏ها را از رهگذر به‌کارگیری سازوکارهای شناختی توجیه کرد. براساس یافته‏های این پژوهش، نظام طرح‌واره‏‏ای ساخت [X- بست] به همراه زیرطرح‌واره‏های آن به دست داده شده است.