ادراک عدالت در فرادست: سازه‌ای مغفول در عدالت سازمانی (نقدی بر نگرش جاری عدالت در سازمان مبتنی بر دلالت‌های نهج‌البلاغه)

نویسندگان

1 دانش آموخته دکترای دانشکده مدیریت بازرگانی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.30465/alavi.2022.8623
چکیده

امام علی(ع) با تاکید بر دوسویه بودن حق در نهج­البلاغه، امکان تضییع حق فرادست توسط زیردست و به­تبع آن بی­عدالتی نسبت به فرادست را وارد می­دانند. مفهومی که در ادبیات عدالت سازمانی مغفول مانده است. بنابراین، هدف این پژوهش احصاء دلالت­های ادراک ­عدالت فرادستان در سازمان مبتنی بر راهبرد دلالت­پژوهی از نهج­البلاغه است. با تعریف عدالت به­معنی دادن حق به صاحب ­حق، دلالت­های احصاءشده مبین ذی­حق بودن فرادستان و برخورداری زیردستان از قدرت و انگیزة نقض این حق است، که امام(ع) به ویژگی­های ادراک‌کننده (فرادست)، ادراک­شونده (زیردست) و زمینه­های این ادراک اشاره کرده­اند. علاوه بر معرفی عدالت فرادست به­عنوان سازه­ای جدید، یافته­های پژوهش نشان می­دهد، با ورود این سازه در مفهوم عدالت سازمانی، تحولی پارادایماتیک رخ می­دهد. از این منظر، عدالت موهبتی نیست که توسط فرادستان به زیردستان اعطا و یا دریغ شود، بلکه عدالت مفهومی است محیط بر کنش­گران سازمان. بر این اساس، ادراک عدالت، مفهومی ایستا، درخصوص یک رفتار یا واقعه­ نیست بلکه، ادراکی است تجمعی و پویا که در کنش­های اجتماعیِ مشارکت­کنندگان، متجلی­شده و تبدیل به جو غالب می­گردد، که نه فرادستان می­توانند از مسئولیت خود در قبال آن شانه خالی کنند و نه زیردستان آنقدر کوچک فرض می­شوند که تاثیری در آن نداشته باشند.