تحلیل بُعد زیباییشناختیِ گفتمان در شعر «ناقوسِ» نیما بر اساسِ دیدگاه نشانه- معناشناسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز. اهواز. ایران
doi
10.48311/LRR.15.6.437چکیده
در این پژوهش، نظامِ زیباییشناختی گفتمان در شعر «ناقوس» نیمایوشیج بررسی و تحلیل شده است. براساس دیدگاهِ نشانه ـ معناشناختی، نظام زیباییشناختیِ گفتمانی تابع فرایندی حسی ـ ادراکی و رخدادی است که در اثر حضور شوِشی گفتهپرداز در گفتمان شکل میگیرد. شعر «ناقوس» جزو اشعار نمادگرای نیماست که دو نشانۀ مرکزیِ «طنین ناقوس» و «صبح و روشنی» در تعامل با هم و همچنین در تقابل با نماد «شب» فرایند معناسازی را تحت تأثیر قرار دادهاند و سبب شکلگیری نظامی زیباییشناختی در آن شدهاند. پرسشی که مطرح میشود این است که این نظام گفتمانی چگونه در ساختار این شعر شکل میگیرد و دارای چه سازوکارهایی است. درواقع، هدف از پژوهش حاضر بررسی و تبیین عناصر دخیل در شکلگیری فرایند زیباییشناختی در گفتمان این شعر است. در این پژوهش ابتدا کنش گفتمانی و مقولهسازی در گفتمان این شعر مشخص شده است. سپس مؤلفههای اصلیِ شکلگیریِ فرایند زیباییشناختی، ازجمله شرایط حسی ـ ادراکی و شوشی، نمایههای زبانی، انقطاع و زمان بررسی شدهاند. نتایج حاصل نشان میدهد که گفتمان این شعر دارای ویژگیهای شوشی و رخدادی است و گفتهپرداز توانسته است به شیوۀ نمادگرایانه و با مقولهسازیهای گزینشی (ناقوس) و سریالی (روشنی و صبح) و با ایجاد گسست در نظام پیوستاری زبان از طریق صناعات بلاغی و افعال مؤثر و بهکارگیری زمانِ روایتکننده در وجه کلانی و غایتی و عبور از نشانههای منجمد و تثبیتشده به نشانههایی سیال، گفتمانی با ویژگیهای زیباییشناختی بهوجود آورد.