بدفهمیهای حوزه احتمال: عاملی مهم در عملکرد دانشجومعلمان دوره کارشناسی رشته آموزش ابتدایی در موقعیتهای احتمالاتی
نویسندگان
1 گروه ریاضی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی، تهران، ایران
2 گروه ریاضی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه شهید رجایی، تهران، ایران
3 گروه ریاضی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی، تهران، ایران
doi
10.22099/jcr.2025.8233چکیده
هدف پژوهش حاضر که به روش توصیفی از نوع زمینهیابی انجام شده، بررسی درک و فهم و بدفهمیهای دانشجومعلمان دوره کارشناسی رشته آموزش ابتدایی در مبحث احتمال است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجومعلمان دوره کارشناسی رشته آموزش ابتدایی در سه استان تهران، مرکزی و خراسان شمالی بودند که در نیمسال دوم سال تحصیلی 1402-1401 تحصیل میکردند. نمونه مورد مطالعه 122 نفر از افراد جامعه بودند که به عنوان نمونه در در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش، ابتدا بدفهمیهای شناسایی شده در حوزه احتمال مطالعه و طبقهبندی شد. سپس، با توجه به هدف پژوهش و بر اساس نظر تعدادی از معلمان با تجربه، 6 بدفهمی رایجتر انتخاب و بر اساس آنها به طراحی یا اقتباس سؤالات آزمون برای گروه نمونه اقدام شد. بنابراین، ابزار اندازهگیری در این پژوهش، آزمونی محققساخته شامل 10 سؤال از مبحث احتمال بود. روایی این آزمون توسط تعدادی از اساتید آموزش ریاضی و معلمان ریاضی مجرب تأیید شد. پایایی این آزمون با روش آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت و ضریب 7/0 به دست آمد. یافتههای پژوهش نشان داد که هر شش بدفهمی مورد مطالعه در این پژوهش، در بین دانشجومعلمان گروه نمونه وجود داشته است. این موارد به ترتیب میزان شیوع بیشتر به کمتر، در میان دانشجومعلمان، عبارتند از: 1. عدم توانایی نوشتن تمام حالات ممکن و مطلوب، 2. معرفبودن، 3. عدم درک مفهوم جزء به جزء و جزء به کل، 4. رویکرد نتیجه، 5. عدم درک نسبت و تناسب و 6. استفاده از شهود (اثر بصری) در مقایسه احتمال.