موقعیت راهبردی ژئواکونومیک خلیج فارس و رقابت قدرت ها در قرن بیست‎ویکم

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روابط بین‎الملل، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران

2 استادیار گروه جغرافیای سیاسی، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران

3 کارشناس ارشد روابط بین‎الملل، دانشگاه شیراز

4 کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jhgr.2014.51566
چکیده

یکی از مفاهیم نوینی که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در عرصۀ روابط بین‎الملل و ژئوپلیتیک، برای تحلیل مسائل راهبردی و بین‎المللی و رقابت قدرت‎ها از آن بهره می‎برند، رویکرد ژئواکونومیک است. این رویکرد از ترکیب سه عامل جغرافیا، قدرت و اقتصاد شکل‎گرفته و روابط جغرافیا، قدرت و اقتصاد و تعامل این سه عنصر را برای کسب قدرت دولت‎ها مطالعه می‎کند. در آغاز قرن بیست‎ویکم، قدرت‎های بزرگ با رویکردی نوین و با توجه بیشتر به منافع اقتصادی، در مناطق استراتژیک جهان به رقابت می‎پردازند. در قرن حاضر انرژی، به‎ویژه نفت و گاز، روح ژئواکونومیک محسوب شده و در فرآیند توسعه، تعیین امنیت و ایجاد کشمکش‎های منطقه‎ای و بین‎المللی نقش‎آفرینی می‎کند. در عصر حاکمیت گفتمان ژئواکونومیک، اقتصاد نقش برجسته‎تری از هر زمان دیگر یافته و ژئواکونومی انرژی، فصل نوینی را در روابط بین‎الملل گشوده است. به نظر می‎رسد منابع انرژی به یکی از مهم‎ترین متغیرهای ژئوپلیتیکی در نظام سیاسی کنونی جهان در تعاملات بین‎المللی، برای حفظ سیادت جهانی و منطقه‎ای و به چالش کشیدن رقبا در عرصۀ بین‎المللی تبدیل شده است. خلیج فارس به‎لحاظ نظریه‎های ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی، بین‎المللی‎ترین منطقۀ دنیاست که به‎لحاظ منابع انرژی، فضای ژئواکونومیکی مهمی را برای ایفای نقش بازیگران (منطقه­ای و فرامنطقه‎ای) در قالب همکاری، رقابت و منازعه فراهم می‎کند. اگرچه با توجه به وابستگی متقابل منافع این کشورها، به نظر می‎رسد روابط آنها در راستای نوعی رقابت همراه با همکاری، در آینده بیشتر قابل پیش‎بینی است.