ظرفیت نهادی و توسعه پایدار منطقهای (موردپژوهی: شهرستانهای بجنورد و راز و جرگلان، استان خراسان شمالی)
نویسندگان
1 گروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 گروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
3 گروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
4 گروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشکده علوم زمین دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.48308/esrj.2022.102411چکیده
مقدمه: در سه دهه اخیر، کاربست ظرفیت نهادی در تحقق توسعه پایدار منطقهای در رأس برنامهریزیهای توسعهای کشورهای جهان درآمده، با اینحال در کشورهای کمتر توسعه یافتهای همچون ایران این مهم مورد غفلت واقع شده است. این نهادها به عنوان کارگزاران توسعه نقش بیبدیلی در تحولات فضایی دارند که در این پژوهش شهرستانهای بجنورد و راز و جرگلان مورد مطالعه قرار گرفته تا ابتدا ظرفیت نهادهای متولی توسعه در آن ارزیابی گردد و سپس رابطه این ظرفیتها بر توسعه پایدار منطقهای تحلیل گردد.موارد و روشها: جامعه آماری پژوهش در سطح کارکنان نهادی و جامعه مدنی است که در هر کدام از آنها به تعداد 400 نمونه به شیوه غیرتصادفی برگزیده شده است تا با بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی؛ یافتههای پژوهش ارائه گردد.بحث و نتایج: نتایج پژوهش براساس آزمون t-test تک نمونهای مستقل نشان میدهد که از منظر کارکنان نهادی، در شهرستان بجنورد میانگین مولفههای ظرفیت نهادی برابر با 63/2 و در شهرستان راز و جرگلان 44/2 میباشد که از حد متوسط به ترتیب 37/0 – و 56/0 - کمتر است. براساس نظرات جامعه مدنی، اقدامات نهادی در راستای توسعه پایدار منطقهای در شهرستان بجنورد 44/2 و در شهرستان راز و جرگلان 37/2 میباشد که با سطح اطمینان 95 درصد میتوان معناداری و تفاوتهای به دست آمده تایید نمود و به عملکرد نامطلوب نهادها پی برد. همچنین نتایج آزمون پیرسون گویای ارتباط مثبت و معنادار میان برخی از مولفههای پژوهش است. ارتباطی که میان 17 مولفه پژوهش در دو شهرستان وجود دارد نشان میدهد که در صورت ارتقای ظرفیت نهادی میتوان فرایند و نهادینگی توسعه پایدار را محقق ساخت اما در شرایط فعلی به دلیل ظرفیت پایین نهادها این رابطه تاثیر منفی برجای گذاشته به گونهای که ظرفیت پایین نهادها موجب ناکارآمدی آنان و تاثیرات ناکافی شده است در همین ارتباط لازم است توجه ویژهای به هر کدام از ابعاد ظرفیتی شود به گونهای که با سیاستگذاریهای خرد و کلان در دستور کار جدید، به ارتقای آن همت گمارد گرچه صرفا به دلیل ظرفیت نهادی نمیتوان توسعه را در شهرستانهای مطالعاتی پیشبینی کرد که بر همین اساس میبایست ظرفیتهای ایجاد شده را به بهرهبرداری رساند تا تاثیرات مطلوب و مثبت آن ماندگار گردد.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش در ارتباط با مناطق مطالعاتی است و ممکن است تعمیمپذیری آن در مناطق دیگر کشور و جهان قابل تایید نباشد زیرا بسترهای توسعه و درجه توسعهیافتگی جوامع و همچنین سیستمهای اجرایی کشورها در مواجه با مسائل با توجه به کثرت نهادها متفاوت است. در نهایت پیشنهادات اجرایی همچون "تنظیم مشوقهای مادی و معنوی برای نهادها در راستای رقابت برای ارتقای خدمات رسانی و عملکردهای بهینهتر و مطلوبتر" ارائه شده است.