معمای امنیت- هویت و بازخیزی گفتمان باستانگرایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه مازندران
2 عضو هیأت علمی دانشگاه مازندران- دانشکده حقوق و علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی
doi
چکیده
گفتمانها همواره در پیکار و ستیز باهماند و در این میان، گاه برجستگی مییابند و گاه به حاشیه میروند. حاشیهای شدن به معنای نابودی نیست، بلکه به معنای از دست دادن توان کنشگری سیاسی و خفته ماندن است. خفته ماندن همیشگی نیست بدین معنا که همواره امکان بازگشت بازندگان و برونرفت سوژهها از جایگاه سوژگی و بازیابی توان کنشگری سیاسی وجود دارد. اینک گفتمان باستانگرایی بازنمون چنین بازگشت و برونرفتی است که نمود آن را میتوان هم در پهنه اجتماع و هم در سپهر رسانه دید؛ از این رو، نوشتار کنونی، میکوشد بدین پرسش پاسخ دهد که «زمینههای بازخیزی این گفتمان در ایران کنونی کداماند؟» با بهرهگیری از نظریه «معمای امنیت هویت» و روششناسی «گفتمانی– شناختی،» نشان داده میشود که این بازخیزی در هویتسازی تکساخت جمهوری اسلامی، گروهبندیهای گفتمانی، نابرابریهای میانفرهنگی و احساس خودگسلی و هراس هستیشناختی هواداران فرهنگ باستان ریشه دارد. همچنین این بازخیزی را میتوان پیکربندی گونهای هویت مقاومت دانست.