تحلیل تنش دیرینه در منطقه کوله سنگی، شمال زاهدان- پهنه زمین درز سیستان
نویسندگان
1 گروه زمینشناسی، دانشکده علوم، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
2 گروه زمینشناسی، دانشکده علوم، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
3 گروه زمینشناسی، دانشکده علوم، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
doi
10.48308/esrj.2023.103528چکیده
مقدمه: اندازهگیری محلی جهت تنش دیرینه بهطور قابل توجهی در توصیف سازوکارهای محلی و شناخت زمینساخت در مقیاس ناحیهای کمک میکند. یکی از روشهای متداول برای تعیین جهت تنش دیرینه، روشهای ریاضی مبتنی بر وارونسازی داده های لغزش گسل است (Balansa et al, 2022; Zhang et al, 2020; Angelier, 1994; Jentzer et al, 2017). منطقه دگرشکل شده کوله سنگی در شمال زاهدان و از لحاظ ساختاری در قسمت میانی پهنه زمین درز سیتان واقع شده است. این پهنه یکی از پیچیدهترین پهنههای ساختاری ایران میباشد که تاکنون مطالعات متعددی جهت شناخت تاریخچه دگرشکلی آن صورت گرفته است. با توجه به اینکه در منطقه مورد مطاله گسلهای متعددی به همراه شکستگیهای فراوانی وجود دارد و تاکنون جهتگیری نیروهای تکتونیکی دیرینه عمدتا بر مبنای جهتگیری گسلها و حرکت نسبی در امتداد آنها بدون در نظر گرفتن مطالعات دقیق ساختاری وتنش دیرینه صورت گرفته است، بنابراین انجام این تحقیق ضروری است و نتایج آن میتواند به شناخت بهتر پهنه زمین درز سیستان منجر شود. مواد و روشها: جابهجایی در امتداد گسل و ایجاد خشلغز یک فرآیند جنبش شناختی است. شاخص جنبششناختی در مطالعات ساختاری برای سالهای زیادی به منظور تشخیص ویژگیهای تنش دیرینه یک محدوده، از صفحات گسلها، پهنههای برشی، رگهها و استیلولیتها مورد استفاده قرار گرفته است. از صفحات گسلی که دارای خشلغز میباشند میتوان به عنوان شاخص حرکتی یا جنبش شناختی به کار برد (Hancock, 1985; Roberts, 1996; Roberts and Michetti, 2004). در روشهای بازسازی تنش دیرینه تنوع عناصر ساختاری چون خشلغزها را مورد توجه قرار دادهاند. اندازه و جهت لغزش روی صفحه گسلی برای تعیین 4 پارامتر تنسور تنش مورد استفاده قرار میگیرد (Angelier, 1989, 1991). این پارامترها شامل محورهای اصلی تنشσ1≥σ2≥σ3، و بسته به نسبت بزرگی تنش اصلی حدواسط σ2 و تنشهای اصلی حداکثرσ1 و حداقل σ3 به صورت معادله زیر تحت عنوان R معرفی میشود که همان نسبت بزرگی بیضی تنش میباشد.نتایج: به منظور تعیین پارامترهای تنش دیرینه در منطقه مورد مطالعه سعی شد از چهار محدوده با سن سنگهای دگر شکل شده متفاوت (محدودههای A، B، C و D) مشخصات فضایی گسلها و ساختارهای همراه آنها برداشت گردد. با توجه به هدف اصلی مقاله سعی شد در برداشت ساختارها تقدم و تاخر رویدادهای زمینشناسی مورد توجه قرار گیرد. در برداشت های صحرایی مشخصات صفحات گسلی، خش لغزها و سوی برش و حرکت گسلی در عملیات صحرایی برداشت گردید. براساس برداشتهای صورت گرفته و آنالیز اطلاعات به دست آمده در نرمافزار از مناطق چهارگانه نسبت تنش (φ) بین 3/0 تا 9/0 در تغییر بوده است. در هر محدوده به منظور دستیابی به یک الگوی مشخص به منظور برآورد جهتگیری محورهای تنش، آزیموت و میل محورهای بیشینه و کمینه محاسبه شده، بر روی دیاگرام کانتوری ترسیم و بهترین صفحههای سازگار برای محورها بر روی دیاگرام مشخص گردیدنتیجه گیری: 1. قدیمیترین مرحله دگرشکلی، یک فاز فشارشی N84°E است که قدیمیترین مجموعههای سنگی منطقه را تحتتاثیر قرار داده است. 2. مرحله دوم دگرشکلی بیانگر جهت فشارش N59°E است. 3. جوانترین فاز فشارشی N10° به دست آمده است. این جهت فشارش در تطابق با جهتی است که برای گسلهای اصلی در این منطقه به دست آمده است (مثل گسل امتدادلغز راستگرد زاهدان و گسل امتداد لغز راستگرد نصرتآباد و گسلهای معکوس با امتداد شمال- شمال غرب (Berberian et al, 2000; Walker and Khatib, 2006) و همچنین با جهت فشارش بدست آمده توسط GPS (Vernant et al, 2004) همخوانی دارد. 4. جوانترین فاز یک رژیم تراکششی در رخنمونهای پالئوسن و الیگوسن- میوسن را نشان میدهد. این فاز می تواند ناشی از گسلهای نرمال در امتداد محور چینها و همچنین در فرادیوارههای گسلهای تراستی و یا گسلهای امتدادلغز شمالیجنوبی باشند. وجود گسل امتدادلغز زاهدان که جابهجایی بالایی در امتداد خود دارد میتوانند آخرین فاز دگرشکلی در منطقه را توجیه کنند.