مدرنیته و شکل گیری هویت یکپارچه ایرانی؛ رویکرد نخستین منورالفکران قاجاری در مواجهه با هویت های خرد و بومی ایرانی با تاکید بر برنامه ریزی شهری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ ، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 عضو هیات علمی گروه تاریخ و باستان شناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 عضو هیات علمی گروه تاریخ و باستان شناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22034/jgeoq.2024.178679
چکیده

مدرنیته، تفکری همه‌گیر و سلطه‌گر است که یک کلان روایت را تولید می‌کند و هویت‌های خرد در آن ذوب شده و در ساختن روایت کلان مورد استفاده قرار می‌گیرند. منورالفکران با تأکید بر ناسیونالیسم، درصدد ارائه یک روایت کلان از هویت ایرانی برآمدند و در این راستا، هویت‌های خرد و بومی را به‌عنوان مانعی بر سر راه تحقق روایت خود پنداشته و به طرد یا حذف آن دست زدند. در این نگاه، هر چیزی که موجب گسسته شدن مفهوم کلان ایران می‌شد کنار گذاشته و یا با بدبینی بدان نگریسته شد. روایت از تاریخ از مبنای اسلامی، مبنایی ایرانی یافت و به تاریخ باستان به‌عنوان سوژه‌ای مستقل نگریسته شد، برای همه‌گیر شدن تعلیم و پیدا شدن هویت مشخص، اصلاح زبان و الفبا پیشنهاد شد و به قومیت‌ها و هویت‌های بومی خصوصاً اعراب به‌عنوان عامل مهمی در عقب ماندگی ایران و شکل نگرفتن «وطن» نگریسته شد. در این مقاله، نگارنده با بررسی آثار سه منورالفکر ایرانی (میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا آقاخان کرمانی و جلال‌الدین میرزا قاجار) به دنبال واکاوی نوع نگاه آنان به هویت‌های خرد برآمده است تا نشان دهد که این نگاه تأثیر زیادی در روشنفکری عصر مشروطه و دوره‌ پهلوی اول که با تأکید بر ناسیونالیسم بود، برجای گذاشت و همین امر خود موجبات تقویت هویت ایرانی و فرهنگ بومی و نمود آن در شهرها و برنامه‌ریزی شهری بوده است چرا که شهرها نباید از هویت اصلی و بومی خود فاصله بگیرند چرا که خود باعث ناهنجاریهای اجتماعی و کالبدی و هویتی در شهرها و شهروندان می‌شود.